دانلود 4 برنامه از دکتر فریدون صحافی

از خلقت تا غیبت  

علم و دین بخش 1 

علم و دین بخش 2 

متافیزیک

دوستانی که در باره دکتر از من سوال کرده بودند باید بگویم ایشون عازم سفر حج هستند انشا الله بعد از برگشتن از سفر دوباره بر نامه های تلوزیونی شان را از سر می گیرند.

برای ورود به وبلاگ جدید ما "خدا دین علم"(آرشیو فایل های صوتی  موضوعی دکتر صحافی)کلیک کنید.

قرآن و اتم

اشاره ی قرآن به وجود اتم

وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿۶۱﴾

و در هيچ كارى نباشى و از سوى او [=خدا] هيچ [آيه‏اى] از قرآن نخوانى و هيچ كارى نكنيد مگر اينكه ما بر شما گواه باشيم آنگاه كه بدان مبادرت مى‏ورزيد و هم‏وزن ذره‏اى نه در زمين و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نيست و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن چيزى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است  یونس ۶۱

اتم چیست؟

اتم کوچکترین واحد تشکیل دهنده یک عنصر شیمیایی است که خواص منحصر به فرد آن عنصر را حفظ می‌کند. تعريف ديگری آن را به عنوان کوچکترين واحدی در نظر ميگيرد که ماده را ميتوان به آن تقسيم کرد بدون اينکه اجزاء بارداری از آن خارج شوداتم ابری الکترونی، تشکیل‌شده از الکترون‌ها با بار الکتریکی منفی، که هستهٔ اتم را احاطه کرده‌است. هسته نیز خود از پروتون که دارای بار مثبت است و نوترون که از لحاظ الکتریکی خنثی است تشکیل شده است. زمانی که تعداد پروتون‌ها و الکترون‌های اتم با هم برابر هستند اتم از نظر الکتریکی در حالت خنثی یا متعادل قرار دارد در غیر این صورت آن را یون می‌نامند که می‌تواند دارای بار الکتریکی مثبت یا منفی باشد. اتم‌ها با توجه به تعداد پروتون‌ها و نوترون‌های آنها طبقه‌بندی می‌شوند. تعداد پروتون‌های اتم مشخص کننده نوع عنصر شیمیایی و تعداد نوترون‌ها مشخص‌کننده ایزوتوپ عنصر است.
نظريه فيزيک کوانتم تصوير پيچيده ای از اتم ارائه ميدهد و اين پيچيدگی دانشمندان را مجبور ميکند که جهت توصيف خواص اتم بجای يک تصوير متوسل به تصاوير شهودی متفاوتی از اتم شوند. بعضی وقت ها مناسب است که به الکترون به عنوان يک ذره متحرک به دور هسته نگاه کرد و گاهی مناسب است به آنها عنوان ذراتی که در امواجی با موقعيت ثابت در اطراف هسته (مدار: orbits) توزيع شده اند نگاه کرد. ساختار مدار ها تا حد بسيار زيادی روی رفتار اتم تأثير گذارده و خواص شيميايی يک ماده توسط نحوه دسته بندی اين مدار ها معين ميشود.

اشاره ی قرآن به زوجیت اشیا و قطب های متضاد در اتم ها

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ

پاك [خدايى] كه از آنچه زمين مى‏روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‏دانند همه را نر و ماده گردانيده است ۳۶ یس

در سال 1731م، دانشمند سوئدی «کارل لینه» نظریه خود را مبنی بروجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد که تعجب بسیاری را برانگیخت. بعد از مدتی، کتاب وی از جمله کُتب ضالّه و از طرف کلیسا مورد نهی شدید قرار گرفت.(1) به هرحال دیری ‌نپیید که ین نظریه، مورد قبول و تیید مجامع علمی قرار گرفت و هم اکنون همه آن را پذیرفته‌اند. با آنکه همه می‌دانیم، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستی تأمین اصلی‌ترین هدف خود، یعنی هدیت انسانها، در مواردی نکاتی را یاد‌آور شده است که حکیت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد وبه همین مناسبت، خداوند کریم، در یاتی به زوجیت گیاهان اشاره کرده است:

«سبحانَ الّذی خَلَقَ الاَزواجَ کُلَّها مِمّا تُنبِتُ الاَرضَ وَمِن اَنفُسِهِم وَمِمّا لا یعْلمون؛ پاک است آنکه جفتها را سراسر آفرید چه در آنچه از زمین می‌روید و چه از خود مردم و چه جفت‌هیی که از آن خبر ندار ند». (سوره شعراء، یه 7)

أ‌َوَ لَمْ یرَوْا اِلَی الأرْضِ کَمْ أنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِ زَوْجٍ کَریمٍ؛ یا به زمین نمی‌نگرند که چه مقدار در آن از هر زوج نیکویی رویاندیم». (سوره یس، یه 36).

نکته دیگر آنکه، قرآن کریم به زوجیت در تمامی مخلوقات و اشیا معتقد است. و در یاتی چند به توضیح آن پرداخته است. مانند: «وَمِنْ کُلِ شَیءٍ خَلَقْنا زَوْجینِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ واز هرچیزی دو نوع آفریدیم، باشد که پند گیرید». (سوره زاریات، یه 49)

امام جعفر صادق راجع به دنیا چنین گفته است:

جهان از یک جرثومه بوجود آمد و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد سبب پیدایش ذره گردید و آنگاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پیدا کرد و تنوع ماده ناشی از کمی یا زیادی ذرات آنها میباشد.

این تئوری با تئوری اتمی امروزی راجع بوجود آمدن جهان هیچ تفاوت ندارد و دو قطب متضاد دو شارژ مثبت و منفی درون اتم است و آن دو شارژ سبب تکوین اتم گردیده و اتم هم ماده را بوجود آورده و تفاوتی که بین مواد(یعنی عناصر )دیده میشود ناشی از کمی یا زیادی چیزهائی است که درون اتم عناصر موجود میباشد.

چند نفراز فیلسوفان یونان قدیم که در قرن ششم و پنجم قبل از میلاد بسر می‌بردند راجع به پیدایش دنیا نظرهائی ابراز کردند و (ذیمقراطیس )نظریه (اتم )را راجع به پیدایش دنیا ابراز کرد و بعید نمیدانیم که امام جعفر صادق از تئوری فیلسوف یونانی راجع به پیدایش جهان اطلاع داشته و تئوری خود را با وقوف بر آن نظریه ها ابراز کرده است.

به احتمال قوی اگر امام جعفر صادق از نظریه فیلسوفان قدیم یونان اطلاع داشته آن تئوریها از همان راه که جغرافیا و هندسه وارد مدینه گردید به آن شهر رسیده بود یعنی از راه دانشمندان مصری از فرقه قطبی.

میتوانیم فکر کنیم که چون امام جعفر صادق از تئوری های دانشمندان قدیم یونانی که سیزده قرن یا دوازده قرن قبل از او میزیسته اند راجع به پیدایش جهان اطلاع داشته توانسته آن تئوری ها را تکمیل کند و راجع بوجود آمدن دنیا نظریه ای ابراز نماید که امروز علمای فیزیک آن را میپذیرند و هنوز نتوانسته اند نظریه ای جالب توجه تر از نظریه آن مرد راجع به پیدایش دنیا بگویند.

زمین شناسی در قرآن کریم بخش ۲

 

دور بردن زمين و درآوردن آب و گياه آن

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ﴿۳۰﴾

أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا ﴿۳۱﴾

سوره ۷۹: النازعات - جزء ۳۰

« و زمين را پس از آن ضمن چرخش دور برد. آب و گياهِ آن را هر دو از خود آن  درآورد». 

نکات آيه:

1ـــ  زمين ضمن چرخش دور برده شده است:

در آيات پيش از اين آيات می گويد: «اَ اَنـْـتـُمْ اَشَـدُّ خـَلْـقـاً اَمِ السَّـماءُ بَـنـيـها ــ رَفـَعَ سَـمْکَـهـا فـَسَـوّيـهـا»!

«آيا آفـرينش شـمـا مـشکـل تر است يا ساختن مـنـظومـه شمسی؟ که نواحی و جوانب آنرا بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت». راجع به اين آيات در آغاز مـنـظـومه شمسی صحبت شد. پـس از آن، آيات مزبور مطرح می کند کـه: زمـين را ضمن چرخاندن (غـلـتاندن) دور برده است. اين موضوع نيز در مطالب مربوط به منظومه شـمـسی ديـديـم کـه در ابـتـدا سيارات در کنار خورشيد درست شدند و بعد فاصله گرفـتند. موضوع جديد در آيه چـرخـش زمـيـن است

.

2ـــ آب و گياه زمين از خود آن در آورده شده است:

آب موجود روی زمين گاز و بخاری بوده که با آتـشـفـشـانـهـای اوليه زمين از درون آن درآمده و به جو رفته و بعد باريدن گرفته. گياهان نيز ناشی از وجود دی اکسيد کربن بوده که ضمن فعاليت آتشفشانها از درون زمين درآمده بوده است.

بارشهای سنگين اوليه و شقه شقه شدن زمين

أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ﴿۲۵﴾

ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿۲۶﴾

سوره ۸۰: عبس - جزء ۳۰

« و اینکه ما آبها را ريختيم ريختنی ــ بعـدها خشکی را شـقـه کرديم شـقـه کردنی»!

نکات آيه:

1ــ آبهای روی زمين در حجم زيادی ريخته شده است: آبهای موجود روی زمين در ابتدا در درون زمين بوده، بعد بـصـورت بخار با آتـشـفـشـانها همراه با دود و گرما و گاز از زمين خارج شده و در جو جا گرفته و ابرها را تشکيل داده. بعد با سرد شـدن و بـه نـقـطـه بـارش رسـيـدن جـو بـارانـهـای سنگين باريده، طوريکه قـرآن بـجـای واژه بـاريـدن از واژه ريخـتـن استفاده کرده و با مـفـعـول مـطلق «صَـبّـاً» نيز روی ريختنِ آن  تأکـيـد کرده که به معنی: "سيل آسا ريختن آن" ميشود.

2ــ خشکی شقه شقه شده است: خشکيهای زمين در ابتدا يکی بود (يک خشکی بوده)، بعدها شـقـه شـقـه شده است.

خـشـکـی هـا از هم دور شـده

وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ ﴿۱۹﴾

و زمين را گسترانيديم و در آن كوههاى استوار افكنديم و از هر چيز سنجيده‏اى در آن رويانيديم (۱۹)

سوره ۱۵: الحجر - جزء ۱۴

خشکيهای زمين پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابـتـدا انـسـان مـتـوجه انطباق خشکيها به هم شد  و پس از بررسی آن نتايج زير بدست آمد:

ـــــ سـنگـهای نواحی غربی اروپا و آفريقا با سنگهای نواحی شرقی آمريکا هم عمر و هم نوع بودند. و نـتـيجه اين می شود که اين دو نقـطه زمانی پيش هم بوده اند.

ـــــ مواد و عـناصری که در حفاری در نقطه ای در غرب قاره آفريقا پيدا و بررسی شـد، با مواد و عناصری که در نـقطه معادل آن در شرق قاره  آمـريکا پيدا شد يکسان بود. و نتيجه اين می شود که اين دو نـقـطـه زمـانی در يک جـا و کـنار هم بوده اند.

ـــــ با تصوير بـرداری نمـودن از اعـماق اقـيـانـوس اطـلـس ي

که خط سراسری در وسط اقيانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمين را بيرون ميريزد و اقيانوس را به دو قسمت تقسيم ميکند و طرفـين خود را از هم دور می کند.

زمـيـن شـقـه شـقـه است

وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ ﴿۱۱﴾

وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿۱۲﴾

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ﴿۱۳﴾ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ﴿۱۴﴾

« سوگند به جوِ برگشت دهنده ــ و به زمينِ شقه شقه ــ که اين قرآن گفتار جدا جدا است نه اينکه چيز بيهـوده ای  باشد»!

نکات آيه: 1ــ جو بازگشت دهنده است. 2ـــ زمين شـقـه شـقـه است.

1ــ جو بازگشت دهنده است:

جـو مـوارد مـضـر را از آمـدن بـه زمـيـن مـنع می کـند و آنها را به فضا برگشت می دهد، و موارد مفـيدی که از زمين بالا می روند را به زمين برگشت می دهد يا در جو نگه می دارند. (در بخش جو راجع به اين مسائل صحبت شده است).

2ـــ زمين شـقـه شـقـه است:

سطح زمين در واقع شقه شقه است. سطح زمین در مجموع از 10 تا شقه های کوچک و بزرگ تشکيل شده است. محل تـماس لايه ها عـمـدتـاً در سـطح اقـيـانـوس هـا و برخی از دريـاهـا است و هـزاران کـيلومتر طول دارند. از شکاف ميان آنها مـواد مـذاب بيرون می ريزد که از ضروريات زنده نگه داشتن زمين و مـنـاسب نـمـودن و مـناسب نگـهـداشتن آن بـرای زنـدگـی است. طوريکه اگر نمی بـودند زمين از همان آغاز سرد شدن قـشر خود منفجر می شد، و يا اصلاً حياتی روی آن پا نمی گرفت.

سنگينی مواد درون زمين

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱﴾

وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿۲﴾

سوره ۹۹: الزلزلة - جزء ۳۰

«آنگاه که زمين لرزش خود را بلرزد ــ و آنگاه که زمين سنگينی های خود را بيرون بياورد».

نکته آيه: مواد درون زمين سنگين است:

هرچه از سطح زمين رو به عمق برويم مواد درون زمين سنگين تر است. يکی بدليل اينکه نسبت عناصر سنگين تر (مانند آهن) نسبت به عناصر سبک تر بيشتر می شود، و ديگری بدليل فشار وزن مواد بالای آن. چنانکه هنگامی که چند گونی خاک را روی هم می چينيم، گونی دومی که زير فشار گونی اولی است فشرده تر است. يعنی مثلا اندازه يک سانتيمتر مکعب خاک در گونی دومی بيش از اندازه يک سانتيمتر خاک در گونی اولی است و در نتيجه سنگين تر است. و يک سانتيمتر مکعب خاک در گونی سومی که زير فشار دو گونی بالاتر از خود است از گونی دومی بازهم بيشتر تر است و در نتيجه سنگين تر است، و همينطور که رو به پائين برويم گونيها فشرده تر می شوند. و به اين ترتيب موادی که آتش فشان از اعماق زمين بيرون می ريزد مواد سنگين هستند.

خطوط دفاعی آسمان

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ ﴿۱۶﴾

وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ ﴿۱۷﴾

إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ﴿۱۸﴾

الججر ١٦-١٨

«در آسمان خطوط دفاعی درست کرديم و آنرا برای بينندگان زيبا نموديم. و آنرا از دخول هر شيطانِ شليک شده ای حفظ نموديم. و آنی که از روزنه ای وارد بشود به شهاب ديدنی تبديل میشود».

«بُرُوجْ» جمع بُرْجْ است. بُرج در اصل بمعنی: رفاه و برخورداری چشمگير است. بعد بطور ضمنی و تلويحی به: قلعه، بارو و کاخِ بيش از يک طبقه اطلاق شده است. و بعد بنابر کارکرد قلعه و بارو در نبردها، بطور ضمنی و تلويحی به: "استحکامات و خط دفاعی" برج اطلاق شده، و در آيه به اين معنی بکار گرفته شده است.

شيطان صفت است و به هر چيزی که برای زندگی تهديد دارد اطلاق می شود. در آيه به: طوفانهای خطرناک خورشيدی اطلاق شده که انفجارات خورشيدی آنها را شليک می کند.

و «استراق سمع» بمعنی: دزدکی گوش دادن، و از لابلای روزنه ای نفوذ کردن است.

نکات آيات: 1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد. 2ــ آنچه از روزنه ای (از ميان خطوط دفاعی) می تواند وارد آسمان بشود به شهاب ديدنی تبديل می شود. 3ــ آسمانِ برای بينندگان زيبا کرده شده است.

1ـــ آسمان خطوط دفاعی دارد:

نيروی مغناطيسی زمين، دور زمين کمربندهای مغناطيسی به شکلی که در تصوير می بينيم درست می کند، که دامنه آنها تا آسمان کشيده می شود. انفجارهای سطح خورشيد پيوسته توده های خطرناک گازی را در فضا شليک می کنند، که بصورت جريانهای باد و طوفان بطرف زمين می آيند. اين بادها وقتی به زمين می رسند توسط اين کمربندهای مغناطيسی دور زمين به شکلی که در تصوير می بينيم به اطراف زمين منحرف کرده می شوند. و به اين شکل اين کمربندها به مثابه استحکامات و خطوط دفاعیِ آسمان عمل می کنند.

3ــ آنچه از روزنه ای (از ميان خطوط دفاعی) می تواند وارد آسمان بشود به شهاب ديدنی تبديل می شود:

بخش ناچيزی از طوفانهای خورشيدی که به اطراف زمين منحرف می شوند، در نواحی قطبی که کمربندهای مغناطيسی ندارد يا ضعيف است موفق می شوند که به درون جو نفوذ کنند. وقتی وارد می شود انرژی الکتريکی توليد می کند و در جاهائی که گازها متراکم تر هستند به درخشش تبديل می شود و انسان آنرا به شکلی که در تصوير می بينيم می بيند. قرآن آنرا شهاب ناميده است. (شهاب به: درخششهای شعله گونه، آتش ساطع، پاره آتش، و مواردی از اين قبيل اطلاق می شود).

3ــ آسمانِ ما برای بينندگان زيبا کرده شده:

آسمانی که ما می بينيم، چنانکه قرآن گفته: برای بينندگان (يعنی برای ساکنين زمين) زيبا کرده شده. زيبائی آن ناشی از بازتاب نور خورشيد توسط عناصر جو است که پس از شکل گيری جو به شکل کنونی خود صورت گرفته است، و پيش از آن چنين نبوده است. نور خورشيد از امواج نور زيادی تشکيل می شود که هر کدام رنگ خود را دارد، وقتی با ذرات غبار و بخار برخورد می کند، نور آبیِ آن بيش از بقيه نورها پخش می شود و به آسمان رنگ آبی می دهد.

و در سوره ق آيه 6 می خوانيم: آيا به آسمان بالای خود نگاه نمی کنند ببينند چگونه آن را ساختيم و آن را زيبا نموديم و هيچ سوراخ و شکافی  ندارد. (أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ). معنی سوراخ و شکاف نداشتن آسمان اينست که اگر سوراخ و شکافی می داشت، پشت آن ديده می شد. و اين به اين معنی است که پشت اين آسمانِ آبی که می بينيم چيز ديگری هم هست که با آن فرق می کند. واقعيت هم همين است:

 

وقتی از آسمان (يعنی از محدوده جو) خارج بشويم می بينيم که پشت آسمان که آن را زيبا می بينيم فضای سياه وجود دارد. اين تصوير از بيرون از آسمان (يعنی بيرون از محدوده جو) و در روز گرفته شده. چنانکه می بينيم پشت آسمان فضا است و رنگ آن نيز سياه است.

به زير رفتن زمين در دريا

أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلًا ﴿۶۸﴾

« آيا خيالتان راحت است از اينکه کـنار خشکی را به زير نخواهـد کشيد»؟

 الإسراء

نکـتـه آيـه: امکان به زير رفتن کنار خشکی امری منتفی نيست:

اينکه آيه بزير رفتن کنار خشکی را امری غير ممکن نمی داند و توجه انـسان را به آن جلب می دهد، به اين معنی است که در آنجا اتفاقی يآ اتفاقاتی می افتد که احتمال و ا

مکان به زير رفـتن کنار خشکی را مـنـتـفی نمی کند.

درياها در واقع روی قـشر اقيانوسی زمين قرار دارند و قشر اقيانوسی زمين نيز بشکلی که در تصوير می بينيم زير قشر قاره ای می رود. و در وضـعـيـتی که امکان رو به پائـيـن چرخيدن بخـش مـربـوط به خـشـکـی قـاره ای (کـه در نـزديـکـی خـشکی است) وجود دارد.

 

زمين نشست می کند و از آسمان اجرام بزرگ آسمانی می افتد

أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ﴿۹﴾

«آيا نمی توانند وضعيت حال و گذشته زمين و فضا را ببينند و بدانند که اگر ما بخواهيم میتوانيم زمين را زير آنها پائين بکشيم يا اجسام بزرگ را از فضا روی آنها بيندازيم»؟

سوره ۳۴: سبأ - جزء ۲۲

نکات آيه: 1ـــ مواردی از پائين رفتن زمين برای ديدن وجود دارد. 2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمين وجود دارد.

1ـــ مواردی از پائين رفتن زمين برای ديدن وجود دارد:


اينجا نقطه و نمونه ای از فرونشستن زمين است.

2ـــ مواردی از افتادن تکه های بزرگ از فضا در زمين وجود دارد:

در فـضـای دور و نـزديـک ما اجسام کوچک و بـزرگ زيـاد وجـود دارد. پاره های کوچک وقـتی بطرف زمين می آيند جو زمين آنها را می سوزاند و پودر می کند. ولی بزرگ آنها گـاه گـاهـی بـطرف زمين میآيند. حفره ای که در تصویر می بینیم مربوط به سقوط سنگ آسمانی در استرالیا است. (بزرگترین حـفـره ای که تا کنون انسان آنرا پيدا کرده است در آريزونا است و 1300 متر قطر دارد. يعنی به وسعت يک دهکده است)

ستون های آسمان در قرآن کریم

عید سعید قربان بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد.

برداشت مربوط به این آیه نظر شخصی است.

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿۱۰﴾

آسمانها را بى‏هيچ ستونى كه آن را ببينيد خلق كرد و در زمين كوههاى استوار بيفكند تا [مبادا زمين] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراكنده گردانيد و از آسمان آبى فرو فرستاديم و از هر نوع [گياه] نيكو در آن رويانيديم (۱۰) سوره ی لقمان

تولد ستاره ها

ستون‌های حیات در سحابی عقاب, این ستون‌ها از بیش‌تر از گاز هیدروژن تشکیل یافته‌اند.

تصاویر گرفته شده  از star nursery ها بوسیله نور آنها که از تلسکوپ هابل به زمین رسیده بازسازی شده و بطور مستقیم گرفته نشده است.و تعبیر قرآن در مورد نامرعی بودن کاملا درست هست چون بطور مستقیم کسی موفق به دیدن ستون های آفرینش نشده است.

شاید معروف ترین تصویری که تلسکوپ فضایی هابل تاکنون تهیه کرده مربوط به (( ستون های آفرینش )) باشد ،منطقه ای درون سحابی عقاب(M16) که ستارگان در آن متولد می شوند . اکنون دانشمندان در پی یافتن پاسخ این سوال هستند که دقیقا چه میزان ستاره در این ناحیه در حال شکل گیری می باشند .

تصویر جدید تلسکوپ فضایی چندرا از این ناحیه در اشعه ایکس می تواند به دانشمندان کمک کند تا پاسخ پرسش خود را پیدا کنند .تصویر مقابل ترکیبی از تصویر واقعی هابل و داده های بدست آمده توسط چندرا ست .

نقاط رنگی تصویر ، منابع ایجاد کننده ی پرتوی ایکس (مانند ستارگان) می باشد .این نقاط در تصویر به فراوانی یافت می شود اما نکته ی قابل توجه در تصویر این است که این نقاط به ندرت در خود (( ستون های آفرینش )) دیده می شود

 

 

این احتمال وجود دارد که هیچ ستاره ای در این قسمت ها وجود ندارد اما رصد های انجام شده در طول موج مادون قرمز وجود چند ستاره ی نوباوه را در این قسمت ها آشکار کرده است که حداقل 4 تای آنها توانایی تبدیل شدن به ستاره های بزرگ را دارند.

احتمال دیگر این است که ستاره های متولد شده در ستون های آفرینش بسیار جوان هستند و هنوز به حدی نرسیده اند که از خود اشعه ی ایکس ساطع کنند.

فیلم توضیحات عبدالعلی بازرگان در باره ی ستون های آفرینش در سایت Youtube

 

 

زمین شناسی در قرآن کریم

 گردش زمین

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهَارِ وَیُکَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّیْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ ﴿۵﴾ «او زمین و سیارات منظومه شمسی را هر کدام بجا و بمورد آفرید. شب را بر روز می پیچاند در حالیکه روز را بر شب می پیچاند. و خورشید و ماه را مناسب نمود. هـمه آنها تا زمان مشخصی در حرکت هستند».سوره ی زمر آیه ی 5

نکـتـه آیه: سیارات، زمین، خورشید و ماه تا زمان تعیین شده ای در حرکت خواهند بود:

عـلـم نـجـوم عـصـر پیامبر می گفـت: زمین ثابت و مرکز جهـان است. ایـن تـئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. در آن تئوری (یعنی وقتی زمین ثابت و مرکز جهان باشد و خورشید و سیارات بدور زمین بچرخند)،  ما می بایست سیاره زهره را همیشه به شکلی که در تصویر سمت چپ می بینیم، بصورت هلالهای ماه ببینیم. ولی وقتی انسان تلسکوپ بکار گرفت دید که سیاره زهره به شکل ماه کامل (ماه شب چهارده) پیدا است (تصویر سمت راست). نتیجه این شد که زهره می بایست به آن طرف خورشید رفته باشد و آن طرف خورشید باشد تا بتواند به این شکل نور خورشید را بازتاب بدهد. و نتیجه این شد که زهره در واقع دور خورشید می گردد نه به دور زمین. و از اینجا بود که انسان نتیجه گرفت که خورشید در مرکز است و سیارات به دور آن می گردند.

از آنجا که مسلمانان معمولاً چیزهای خارجی را دوست دارند و می پسندند، دنبال اندیشه های علمی آن دوران رفته بوده اند و مانند بقیه نوشته اند که زمین به دور خورشید می گردد، در حالیکه آیه خیلی صریح و واضح پس از اینکه از سیارات و زمین و ماه و خورشید صحبت می کند می گوید: همه آنها (یعنی هر یک از سیارات و زمین و خورشید و ماه) تا زمان تعیین شده ای در جریان هستند (یعنی حرکت می کنند). یکی از حرکتهای خورشید حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت 900000 کـیـلـومتر در ساعت است، که 225 میلیون سـال طـول می کشد تا آن را طی کند. و حرکت ماه نیز اینست که  بدور زمین در حرکت است.  

لایه لایه بودن زمین 

وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ﴿۱۲﴾  

سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت] (۱۲)   سوره ی طارق 

 

بنا به اشاره ی دقیق قرآن کریم زمین شکافدار(لایه لایه) است و این لایه ها در داخل زمین حرکت می کنند و هرگاه دو لایه به هم برخورد کنند زلزله آتشفشان کوه در مناطق اقیانوسی جزایر را بوجود می آرند.  

در سالهای ۱۹۴۵-۱۹۴۶ عده ای از دانشمندان برای مطالعه به اعماق زمین رفتن که به این حقیقت  پی بردند در حالی که قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش از این موضوع پرده برداشت.

همچنین دانشمندان کشف کردند اگر زمین شکافدار نبود حرارت سطح زمین به قدی داغ می شده که امکان ادامه ی زندگی برای موجودات زنده نبود. 

 

نقش گردش زمین در آرامش انسان   

شاره به گردش زمین و نقش خواب در تثبیت پیام های عصبی و آرامش روح و جسم

سوره النبأ 6 =7 =8 = 9 .

گهواره همواره در حال چرخش است و طفل را داخل آن می گذارند و می چرخانند ، خدا فرموده آیا ما زمین را گهواره قرار ندادیم ؟ که اشاره است به حرکت زمین به دور خودش و به دور خورشید که مانند گهواره ای بندگان خدا در آن زندگی می کنند اما خودش همواره در حرکت و تکان خوردن است .

همانطور که گهواره ستون می خواهد تا طفل درونش آرام گیرد کوه ها هم ستون زمین هستند تا بر زمین فشار آورند و مانع شکسته شدن لایه های زمین و تولید زلزله شوند یعنی کوه ها ستون گهواره هستند تا طفل در آن آرام گیرد تا زلزله نیاید و در مناطق کوهستانی زلزله کم است و مردم در آن آرام گیرند .

امروزه علم کشف کرده است که در مغز انسان مکان هائی وجود دارد که موادی در آن ها ایجاد می شود وقتی که انسان می خوابد

آن مکان ها مانند باطری شارژ می شود و مقدار آن مواد در آن زیاد می شود و وقتی انسان بیدار می شود میزان آن مواد کم کم کاهش می یابد طوری که اگر خواب نبود ، بیم آن بود انسان شبیه دیوانه ها شود یعنی خواب باعث شارژ سلول های عصبی و مغز شده و باعث قوی شدن گیرنده های عصبی و واکنش سریع آنان با محیط می گردد و خدا در قرآن می فرماید : و جعلنا نومکم سباتا : یعنی خدا خواب را مایه ثبات شما قرار داده که عمل ترمیمی سلول های مغزی که باعث شارژ شدن مغز می شود را در پی خواهد داشت .  

هفت لایه بودن زمین 

 

اعجاز قرآن در جدایی قاره ها

 

 

 

قرآن کریم در آیات 30 و 31 سورهء نازعات می‌گوید:

]وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا، أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا[

«و زمین را بعد از خلقت آسمان بگسترانید و از آن آب و گیاه پدید آورد»

آیهء کریمهء فوق، به وضاحت می‌رساند که زمین از آغاز امر خلقت به شکل کنونی خود نبوده، بلکه مدت زمان طولانیی بر آن گذشته است که خدای عزّوجلّ آن را در طی این مدت هموار و آمادهء بهره‌برداری ساخته است.

آیهء کریمه به طوری شگفت‌انگیز با جدیدترین اکتشافات علمی تفسیر می‌شود، چه تازه‌ترین ره‌آوردهای علم جدید با این آیهء مبارکه انطباق کامل دارند. این ره‌آورد جدید علم، همانا «تئوری دورشدن قاره‌ها از یکدیگر» یا «Theory Of Drifting Contionents» می‌باشد. خلاصهء آنچه را که این تئوری مطرح ساخته، عبارت از این است که قاره‌های کرهء زمین در زمانی از زمانها اجزای به هم چسبیدهء یکدیگر بوده اند و سپس آرام آرام به پارچه‌شدن و دورگردیدن از همدیگر آغاز نموده و به این ترتیب تدریجاً قاره‌های جداگانه‌یی را که دریاها و اقیانوس‌های بزرگ در میان آنها حایل گردیده است، تشکیل داده‌اند. این نظریّه برای اولین بار در سال 1915م و درست در هنگامی مطرح گردید که متخصص و کارشناس مشهور علم «طبقات الارض» استاد «فرید واگنر» آلمانی چنین اعلام نمود: «اگر ماتمام قاره‌ها را به همدیگر نزدیک گردانیم، این قاره‌ها طوری با هم متصل و پیوسته می‌گردند که یک پیکر واحد و همسان را تشکیل می‌دهند، بی آنکه در میان آنها کمترین فاصله و یا شکاف ناهمگونی قرارداشته باشد. درست همانگونه که در بازیهای معما گونهء موسوم به «Jigsawpazzle» رونما می‌گردد».

شواهد و قراین زیاد علمیی وجود دارد که به تئوری دانشمند آلمانی فوق الذکر قوت و قطعیت می‌بخشد. از جملهء این شواهد وجود کوه‌های همانند و یکسان در سواحل دریاهای مختلف است، کوه‌های که عمر زمینی آنها نیز یکی می‌باشد. نشانهء دیگر عبارت از وجود حیوانات، نباتات و ماهیهای همانند و هم خانواده در این سواحل دور از همدیگر است. البته همین مشاهدات است که دانشمند مشهورعلم نباتات پرفسور «رونالدگود» را وا داشته تا در کتاب «جغرافیای گل‌های نباتی» «Geography Flowering Plants» چنین بگوید : «دانشمندان علم نباتات به اتفاق تئوریی را که می‌گوید: بخش‌های مختلفهء زمین روزگاری به یکدیگر پیوسته بوده‌اند، پذیرفته‌اند چه بدون پذیرش این تئوری، تفسیر پدیدهء‌ وجود نباتات همانند در قاره‌های مختلف نیز ناممکن می‌شود».

شواهد علمی فوق به تنهایی کافی بود تا تئوری «پیوستگی قاره‌ها» را قطعی سازد، اما بعد از اکتشافات علم جاذبهء فسیلی «Fossil Magnetism» دیگر هیچ جای تردید و درنگی در مورد علمی ‌بودن تئوری فوق الذکر باقی نماند؛ زیرا دانشمندان فوسیل‌شناس بعد از بررسی فوسیل‌ها و سنگواره‌های مختلف، این توانمندی را پیدا کردند تا موقعیت هر سرزمینی را که در آن اشیا و اجسام به سنگواره‌های فوسیلی تبدیل‌شده اند، مشخص گردانند. چنانکه بررسیهای علم فوسیل شناسی با قوانین «جاذبیت زمینی» نیز مورد تأیید قرار گرفته است؛ قوانینی که اثبات می‌کند بخش‌ها و قاره‌های مختلف زمین در روزگاران بسیار دور، نه در مکانهای فعلی خود بلکه درست در مکانهایی قرار داشته اند که تئوری «دورشدن قاره‌ها از همدیگر» آنها را مشخص گردانیده است.

 پروفسور «بلاکیت»  استاد علوم طبیعی در فاکولتهء سلطنتی لندن در این رابطه می‌گوید:

«بررسی سنگ‌هایی در کشور هند نشان می‌دهد که این سنگها در حدود هفتاد میلیون سال قبل، در جنوب خطّ استوا قرار داشته اند. به همین ترتیب، بررسی کوه‌های جنوب افریقا نشاندهندهء این حقیقت است که قارهء افریقا، سیصد میلیون سال قبل، از قطب جنوب جدا شده است».

بلی عزیزان! باید گفت که آیهء (31 ) سورهء مبارکهء نازعات که محور بحث این حلقهء ماست، در توصیف تطوّر تکاملی زمین، واژهء «دحو» را به کار گرفته است که معنی آن هموارکردن و پراکنده ساختن است. چنانکه اعراب می‌گویند: «دَحَا الْمَطَرُ اَلْحصی ـ باران سنگریزه‌ها را هموار و پراکنده ساخت». و این البته عین همان مفهوم انگلیسی «Drift» را می‌رساند که در امر تعبیر از تئوری جدید جغرافیایی فوق، به کار گرفته شده است.

بناءً با این توافق تکان‌دهندهء علم جدید با متن آیهء مبارکه، حتی شکاک‌ترین انسانهای روی زمین هم نمی‌توانند به این حقیقت ایمان نیاورند که این کلام معجز بیان، فقط می‌تواند از نزد ذاتی صادر شود که با علم و قدرت لایزال خویش، بر گذشته، حال و آینده به طور یکسان احاطه دارد. سبحانک یاربّ!    

اشاره ی قرآن به نیروی جاذبه

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتًا

مگر زمین را محل اجتماع نگردانیدیم  مرسلات (۲۵)

إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا (41)

همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه مى‏دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‏دارد اوست بردبار آمرزنده  فاطر (۴۱)


و نیز همین مضمون در آیه 65 سوره حج آمده است

نیروی جاذبهنیروی جاذبه نیروی کششی است که بین همه اشیا به خاطر جرمشان به وجود می آید. جرم یک شیء مقدار ماده آن است. به خاطر نیروی جاذبه، شیئی که نزدیک سیاره زمین است به سوی سطح سیاره می افتد. بر شیئی که روی سطح زمین است هم به خاطر قوه جاذبه، یک نیروی روبه پایین به وجود می آید. ما نیروی جاذبه را بر بدنمان به صورت وزنمان احساس می کنیم. همچنین جاذبه، گازهای داغی را که خورشید را تشکیل می دهد با هم نگه می دارد و سیارات نیز به خاطر نیروی جاذبه در مدارهای اطراف خورشید باقی می مانند.

انسان ها برای قرن های متمادی درباره نیروی جاذبه دچار سوء تفاهم بودند و آن را درست نمی فهمیدند. در قرن چهارم پیش از میلاد، ارسطو فیلسوف و دانشمند یونانی این ایده نادرست را تدریس می کرد که اشیای سنگین سریع تر از اشیای سبک می افتند. مردم این ایده را تا ابتدای قرن 17 میلادی قبول داشتند. یعنی تا زمانی که گالیله دانشمند ایتالیایی آن را تصحیح کرد. گالیله گفت که همه اشیا با شتابی یکسان سقوط می کنند مگر این که مقاومت هوا یا برخی نیروهای دیگر روی آنها اثر بگذارد. شتاب یک شیء میزان تغییر سرعت آن در واحد زمان است. او گفت یک شیء سنگین و یک شیء سبک که از ارتفاعی مساوی می افتند همزمان به زمین می رسند.

تاریخچه :
برخی معتقدند که (بعد از اشارات علمی قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام)) ابوریحان بیرونی (440 ق) اولین کسی بود که به نیروی جاذبه پی برد. اما مشهور آن است که نیروی جاذبه عمومی اولین بار توسط نیوتن(در قرن هفدهم میلادی) کشف شد . داستان افتادن سیب از درخت و انتقال ذهنی نیوتن به نیروی جاذبه معروف است .نیوتن بر اساس قوانین کلی حرکت سیارات را اینگونه تبیین کرد:
الف ـ بر طبق قانون جاذبه عمومی کلیه اجسام همدیگر را جذب می‌کنند و این کشش به دو چیز بستگی دارد: جرم و فاصله یعنی با جرم نسبت مستقیم دارد و هر قدر جرم یک جسم بیشتر باشد نیروی کشش آن نیز زیادتر می‌شود. برای مثال جرم خورشید 330 هزار برابر جرم زمین است و لذا نیروی جاذبه خورشید نیز 330 برابر نیروی جاذبه زمین است و بر همین اساس است که زمین تحت تأثیر نیروی جاذبه کمتر می‌شود و به نسبت مجذور این فاصله نیروی جاذبه کاهش می‌یابد مثلاً اگر این فاصله دو برابر شد نیروی جاذبه چهار برابر کمتر می‌شود.
ب ـ بر طبق قانون گریز از مرکز هر جسمی که برگرد مرکزی حرکت کند در آن جسم طبعا کششی بوجود می‌آید که می خواهد از آن مرکز دور شود. مثل قطعه سنگی که به ریسمانی بسته‌ایم و می‌گردانیم.
حرکت زمین، سیارات، قمرها و اجرام آسمانی در مدارهای خود و گرد همدیگر در نتیجه ترکیب دو نیروی جاذبه و گریز از مرکز است همین دو نیرو است که اجرام فضائی را در مدار خود نگاه می‌دارد و از سقوط آنها و از تصادم و اصطکاک آنها باهم جلوگیری می‌کند. 

 

تشکیل شدن جو زمین و زمین از هفت لایه  

اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا ﴿۱۲﴾

 

"خـدا آن است که هـفـت آسمان را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا".طلاق 12
همانطور که قـرآن مطرح کرده زمین در واقع از 7 قشر (7 لایه) تشکیل می شود:

  

 

1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.
2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.
3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.
4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است.
5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.
6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.
7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.

سیستم خود دفاعی مورچه در قرآن کریم

در كنار معجزات كلامي قرآن، كه محمد صل الله عليه و آله به واسطه آن مشركان را به مبارزه طلبيد و از آن ها خواست كه يك آيه مانند آن بياورند و آن ها نتوانستند، قرآن كريم دربرگيرنده معجزات علمي زيادي است كه خداوند براي محمد آن ها را بيش از هزار سال پيش آشكار كرد.اين معجزات امروزه كشف شده اند و باعث تقويت ايمان ايمان آورندگان شده است و اثباتي براي الهي بودن قرآن كريم است. خانم Wadea Omranyكشف جديدي علمي در قرآن كرده است. ايشان مي گويند كه ما در سوره نمل آيه 18كشف جديد علمي كرده ايم. اين معجزه جديد چيزي است كه مورچه در آيه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با يكديگر را كشف كرد خصوصا زماني كه يك خطر محل زندگي مورچه ها را تهديد مي كند.

داستان مورچه



ما تلاش مي كنيم جملاتي كه مورچه در قرآن كريم به زبان آورد را توضيح دهيم و سعي مي كنيم آنچه را كه او گفت با كشفيات جديد علمي ربط دهيم و مدرك پيشي گرفتن قرآن كريم به علم امروزي را رو مي كنيم كه اين حقايق را بيش از هزار سال پيش بيان كرد.

خداوند در سوره نمل آيه 18 مي فرمايد:} حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ{ "تا چون به دره مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه هايتان وارد شويد‌، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند."

در آيه بالا مورچه خطر قريب الوقوعي كه در كمين مورچه ها است را در طي چهار مرحله متوالي به شرح زير مي گويد:

1- "اي مورچه ها" اين اولين اعلام خطري است كه توسط مورچه داده مي شود تا توجه ديگر مورچه ها را به سرعت جلب كند. مورچه هاي ديگر با گرفتن اين پيام صبر مي كنند تا ديگر پيام ها را توسط همان مورچه دريافت كنند.

2- "به لانه ايتان وارد شويد‌" در اين جا گوينده پيام، جملاتش را با ديگر پيام ها ادامه مي دهد و به مورچه هاي ديگر مي كويد كه چه كار بايد بكنند. ما اين رابطه را كه توسط علم امروزي كشف شده در قسمت دوم اين نوشته مي بينيم ( كه در ارتباطات بين مورچه ها است.)

3- " مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" در اين جمله مورچه دليل اين خطر را به مخاطب خود مي گويد و اين آن چيزي است كه ما امروزه توسط بررسي علمي اثبات مي كنيم.

4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عكس العملي در مقابل خطر قبلي، يك نوع دفاع مشخصي از خود بروز مي دهند. در اين چند جمله آخري،مورچه به مخاطبان خود مي گويد كه به منبع خطر حمله نكنيد زيرا خطر از يك دشمن واقعي نيست- زيرا سليمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نيز ندارند بنابراين مورچه ها آن ها را خطر واقعي نمي دانند.

در كلمات آخر، مورچه پيام رسان، همراهانش را از رسيدن سليمان با خبر كرد و اين چيزي است كه ما به صورت علمي و از طريق بررسي رمز هاي شيميايي ارتباطي مورچه ها توضيح مي دهيم.

ما ترتيب دستورات مورچه ها را كه به چهار مرحله تقسيم مي شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان داديم. علم در اين زمينه چه مي گويد؟ اين مقاله را بخوانيد:

مورچه ها از ارتباط شيميايي در موقعيت هاي اخطار و دفاعي و همچنين زماني كه تبادل سريع اطلاعات نياز باشد و نيز زماني كه با خطري مواجه باشند استفاده مي كنند.

اين اخطار معمولا توسط صدور علامت هاي شيميايي دفاعي مشخص مي شود. غده هاي دفاعي مسئول ايفاي نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استراليايي رادر نظر بگيريد. وقتي اين مورچه ها با خطر مواجه مي شوند، قطرات كوچكي را از غده دفاعي خود ترشح مي كنند – اين يك فرمان براي ديگر مورچه ها است تا فرار كنند و با شاخك هاي خود ارتعاشي ايجاد كنند كه به معناي قرار گيري در موقعيت خطر است.

اولين ماده كه توسط مورچه ها شناسايي مي شود aldehyde hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آن ها مي شود.در نتيجه شاخك هاي خود را تكان مي دهند و بالا مي برند تا ديگر بوها را نيز بگيرند.

وقتي كه آن ها hexanol( اولين پيغام به شكل الكل بود) را دريافت مي كنند موقعيت خطر به خود مي گيرند و در تمامي جهت ها مي دوند تا منبع مشكل را پيدا كنند. زماني كه undécanoneدريافت كنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر مي برد و آن ها را تحريك مي كند تا تمام اشيا خارجي را گاز بگيرند. سپس در نهايت وقتي كه به هدف نزديك تر مي شوند butyloctenalرا تشخيص مي دهند كه پرخاشگري و آمادگي آن ها را براي قرباني كردن خود افزايش مي دهد.

اين مقاله مي گويد كه ارتباط شيميايي مهم ترين روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن اين خطر است. در اين فرايند مورچه ها انواع مختلف اين مواد كه هر كدام رمز تفاوتي دارد و بيانگر نوع خاصي از صحبت كردن است را استفاده مي كنند. اگر انتشار موادي كه توسط مورچه اي كه آن خطر را اعلام كرد تعقيب كنيم مي بينيم كه كاري مي باشد كه مورچه مورد اشاره در آيه 18 سوره نمل آن را انجام داده.

موادي كه مورچه در موقعيت هايي مثل اين از بدن خود ترشح مي كند به چهار دسته تقسيم مي شوند كه هركدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند.

مراحل پي در پي عكس العمل مورچه ها:

aldéhyde hexanalاولين ماده شيميايي است كه مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح مي كند. و آن را مي توان به عنوان آژير خطر دانست. مورچه ها با دريافت اين ماده شروع به جمع شدن در يك نقطه مي كنند و منتظر رسيدن بقيه علامت ها مي شوند و اين شبيه اولين مرحله است كه توسط مورچه در جمله "اي مورچه ها"گفته شد.

سپس مورچه دومين ماده شييايي hexanol""را ترشح مي كند.

با دريافت اين ماده مورچه ها شروع به دويدن در تمامي جهت ها مي كنند تا منبع اين ماده را پيدا كنند. مورچه اي كه ماده شيميايي را ترشح مي كند بايد مسيري را كه بقيه مورچه ها بايد از آن كنار بروند را معين كند و اين كاري است كه مورچه حضرت سليمان انجام داد و از بقيه مورچه ها خواست كه وارد لانه هايشان بشوند و گفت: "به لانه هايتان وارد شويد‌"و اين دستوري از گوينده است و به بقيه مي گويد كه به طرف لانه هايشان بروند. بنابراين بايد مسير را مشخص كرده باشد و اين شبيه هدايت مورچه ها مي باشد.

Undécanone سومين ماده اي است كه مورچه ترشح مي كند. اين ماده نشان دهنده عامل خطر است و چيزي كه مورچه در سومين عبارت گفت" مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" مي بينيد كه چه قدر مطابقت و سازگاري دارد؟ در اين مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر مي شوند. پس ماده چهارم چه مي شود؟



Amagnified picture of the head of an ant holding a piece of wood , see God's doing who perfected the doing of all things


در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شيميايي مخصوصي را ترشح مي كند كه butylocténalنام دارد. توسط اين ماده گوينده دستور دفاع مي دهد و نوع دفاع را تعيين مي كند. بنابر اين در عبارت آخر مي گويد" و خود آگاه نباشند" با اين كار مورچه از وارد شدن بقيه مورچه ها به مرحله حمله جلوگيري مي كند كه مي توانست منجر به مرگ شود.

در اين جا حضرت سليمان خنده اي از روي محبت و شكر مي كند گويي كه او اين مورچه ها را آرام كرده است و اين كه او گفته است به مورچه ها كه لازم نيست نگران باشند و آن حضرت آن ها را ديده است و با آن ها مهربان مي باشد و به آن ها صدمه اي نمي رساند.

حال اجازه دهيد خلاصه مطالب را برايتان بگويم:

"تا چون به دره مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه ايتان وارد شويد‌، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند."
يكي از مورچه ها مي گويد اي مورچه ها
Hexanal

به لانه هايتان وارد شويد
hexanol

مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند
undécanone

و خود آگاه نباشند

butylocténal


و حالا كافران و افراد شكاك بعد از پي بردن به اين قضيه كه علم آنرا ثابت كرده چگونه مي توانند در مورد معجزه بودن قرآن كريم شك كنند. اين حقايق بيش از هزار سال پيش در قرآن آمده است.

خدايي جز تو نيست، تو منزهي و من گمراه بودم.

دانلود سخنان دکتر فریدون صحافی در باره ی پروژه ژنوم انسان

برای تماشای آنلاین کلیک کنید.

برای دانلود با فرمت mp کلیک کنید.

برای دانلود با فرمت wmv با کیفیت بالا کلیک کنید.

برای دانلود با فرمت wmv با کیفیت پایین کلیک کنید.

با تشکر ویژه از آقای امین مدیر وبلاگ مجازی ها به خاطر در اختیار گذاشتن این برنامه ها.

دوستانی که در باره دکتر از من سوال کرده بودند باید بگویم ایشون عازم سفر حج هستند انشا الله بعد از برگشتن از سفر دوباره بر نامه های تلوزیونی شان را از سر می گیرند.

برای ورود به وبلاگ جدید ما "خدا دین علم"(آرشیو فایل های صوتی  موضوعی دکتر صحافی)کلیک کنید.

نظریه ی امام جعفر صادق در باب پیدایش جهان

نظریه جعفر صادق در باب پیدایش جهان

مجمع مطالعات اسلامی استراسبورک 

 امام جعفر صادق راجع به بعضی از مسائل فیزیکی چیزهائی گفته که از لحاظ تئوری کوچکترین تفاوت با نظریه بوجود آمدن جهان در این عصر ندارد ویک دانشمند فیزیکی این دوره وقتی تئوری جعفر صادق را در مورد ایجاد دنیا میخواند تصدیق میکند که نظریه ایست مطابق با تئوری فیزیکی ایجاد دنیا در این عصر.

هنوز نظریه مربوط به پیرایش جهان در کادر قانون علمی قرار نگرفته و هرچه گفته اند تئوری است و ممکن است صحیح باشد یا نادرست جلوه کند.

تئوری جعفرصادق هم راجع به پیدایش دنیا همین طور است و در کادر قانون علمی قرار نگرفته تا این که بتوان آن را حقیقت غیر قابل تردید علمی دانست.

اما این مزیت را دارد که با این که در دوازده قرن قبل از این ابراز شده یا تئوری جدید فیزیکی راجع به پیدایش دنیا مطابقه میکند.

امام جعفر صادق راجع به دنیا چنین گفته است:

جهان از یک جرثومه بوجود آمد و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد سبب پیدایش ذره گردید و آنگاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پیدا کرد و تنوع ماده ناشی از کمی یا زیادی ذرات آنها میباشد.

این تئوری با تئوری اتمی امروزی راجع بوجود آمدن جهان هیچ تفاوت ندارد و دو قطب متضاد دو شارژ مثبت و منفی درون اتم است و آن دو شارژ سبب تکوین اتم گردیده و اتم هم ماده را بوجود آورده و تفاوتی که بین مواد(یعنی عناصر )دیده میشود ناشی از کمی یا زیادی چیزهائی است که درون اتم عناصر موجود میباشد.

چند نفراز فیلسوفان یونان قدیم که در قرن ششم و پنجم قبل از میلاد بسر می‌بردند راجع به پیدایش دنیا نظرهائی ابراز کردند و (ذیمقراطیس )نظریه (اتم )را راجع به پیدایش دنیا ابراز کرد و بعید نمیدانیم که امام جعفر صادق از تئوری فیلسوف یونانی راجع به پیدایش جهان اطلاع داشته و تئوری خود را با وقوف بر آن نظریه ها ابراز کرده است.

به احتمال قوی اگر امام جعفر صادق از نظریه فیلسوفان قدیم یونان اطلاع داشته آن تئوریها از همان راه که جغرافیا و هندسه وارد مدینه گردید به آن شهر رسیده بود یعنی از راه دانشمندان مصری از فرقه قطبی.

میتوانیم فکر کنیم که چون امام جعفر صادق از تئوری های دانشمندان قدیم یونانی که سیزده قرن یا دوازده قرن قبل از او میزیسته اند راجع به پیدایش جهان اطلاع داشته توانسته آن تئوری ها را تکمیل کند و راجع بوجود آمدن دنیا نظریه ای ابراز نماید که امروز علمای فیزیک آن را میپذیرند و هنوز نتوانسته اند نظریه ای جالب توجه تر از نظریه آن مرد راجع به پیدایش دنیا بگویند.

در این نظریه بر جسته ترین قسمت موضوع دو قطب متضاد است قبل از جعفر صادق فیلسوفان یونان و دانشمندان اسکندریه پی برده بودند که در هستی اضداد وجود دارد و بعضی از آنها گفتند که هر چیز را بایستی از ضد آن شنا خت.

اما در تئوری جعفر صادق تئوری مربوط با ضداد صریح بیان شده و این صراحت نه در نظریه فیلسوفان قدیم یونان وجود دارد و نه در نظریه دانشمندان مکتب علمی اسکندریه.

دانشمندان یونان و اسکندریه نظریه های خود را در مورد اضداد طوری بیان کرده اند که گوئی میخواسته اند راهی برای فرار داشته باشند و اگر دریافتندکه اشتباه کرده اند بتوانند گفته خود را پس بگیرند.

واضح است که از این جهت نظریه آنها به آن شکل ابراز شده که اطمینان نداشتند که اشتباه نمیکنند.

ولی جعفر صادق نظریه خود را صریح و بدون قید و شرط بیان کرده و در تئوری او (اگر )و (اما )وجود ندارد و صراحت نظریه اش ثابت میکند که میدانسته اشتباه نمینماید و نمیخواسته راه باز گشت را برای خود حفظ کند.

شیعیان میگویند تمام چیز هائی که امام جعفر صادق در مورد بوجود آمدن جهان و نجوم و فیزیک و عناصر و شیمی و ریاضیات و چیزهای دیگر گفت از علم امامت یعنی علم لدنی او بوده است.

اما مورخ نمی تواند علم جعفر صادق را لدنی بداند و دیگر این که تردید نداریم که جعفر صادق قبل از این که خود شروع به تدریس کند مدتی تحصیل میکرده و در جلسه درس پدرش حضور بهم میرسانیده است و مورخ نمیتواند مردی را که مدتی تحصیل میکرده دارای علم لدنی بداند.

تصور میکنیم که حتی شیعیان هم انکار کنند که جعفر صادق الفبا را از دیگران فرا گرفته بود و مردی که الفبا و مقدمات دیگر را از سایرین فرا گرفته چگونه از نظر یک مورخ میتوانید دارای علم لدنی باشد.

(مجمع مطالعات اسلامی در استراسبورک بزرگان اسلام را فقط از لحاظ تاریخی مورد تحقیق قرار میدهد.) یک مورخ او را یک دانشمند بر جسته میبیند و میفهمد که نیروی تفکر علمی او خیلی قوی تر از معاصرین بوده و آنچه در علوم مختلف گفته و کشف کرده از آن نیروی تفکر علمی سر چشمه میگرفته نه از یک علم لدنی و ملکوتی و یکی از چیز هائی که جعفر صادق در مورد پیدایش جهان گفته دو قطب متضاد است. اهمیت آنچه آن مرد گفت بعد از قرن هفدهم میلادی که وجود دو قطب متضاد در فیزیک به ثبوت رسید آشکار شد. معاصرین او و کسانی که بعد از وی آمدند دو قطب متضاد را در شمار آنچه قدما گفتند معشر بر این که هر چیز بضد خود شناخته میشود محسوب کردند و اهمیت گفته جعفر صادق پس از این که وجود دو قطب متضاد در فیزیک به ثبوت رسید آشکار گردید و امروز هم در اتم شناسی و الکترونیک وجود دو قطب متضاد غیر قابل تردید است. ما علوم جعفر صادق را از جغرافیا و نجوم و فیزیک در مبحث پیدایش دنیا و عناصر شروع کرده ایم و لذا مبحث فیزیک جعفر صادق را ادامه خواهیم داد و بعد از آن به مباحث دیگر خواهیم رسید و میگوئیم در فیزیک جعفر صادق چیزهائی گفته که قبل از او کسی نگفت و بعد از وی تا نیمه دوم قرن هجدهم و قرن نوزدهم و بیستم بعقل کسی نرسیده که آنها را بگوید.

منبع : گروه نابغه www.groups.yahoo.com/group/nabegheha

دانلود کتاب علم راهی بسوی آفریدگار

کتاب علم راهی بسوی آفریدگار

گرد آوری از محمدعلی کوشش.

برای دانلود کتاب علم راهی بسوی آفریدگار کلیک کنید.

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم چقدر بزرگ است؟

با گردش زمین به دور خورشید وضعیت ستارگان نزدیکتر که از زمین دیده می شوند، نسبت به ستارگان دورتر کمی تغییر می کند؛ این پدیده را همان طور که قبلاً گفتیم اختلاف منظر parallax می نامند و ستاره شناسان با کمک این پدیده می توانند فاصله ستاره های نزدیک را بدست آورند.
در سال 1836 فردریش بسل دانشمند آلمانی با کمک تلسکوپی که طراحی کرده بود اولین نفری بود که فهمید موقیعت یک ستاره با گردش زمین به دور خورشید تغییر می کند. او دریافت ستاره ای که دیده است 700.000 برابر فاصله زمین تا خورشید را دارد.

4- کهکشان راه شیری :
خورشید و میلیارد ها ستاره دیگر در مجموعه ایی قرار دارند به نام کهکشان راه شیری. کهکشان راه شیریِ ما به اندازه ای بزرگ است که با سرعت نور، زمانی در حدود 100.000 سال طول می کشد تا از یک طرف آن به طرف دیگرش برویم.
معمولاً ستاره دورتر کمرنگ تر به نظر می رسند: این نشانه ای است که ستاره شناسان برای پیدا کردن فاصله ی بعضی از ستاره گان استفاده می کنند. اما در این روش مشکلی بزرگ وجود دارد: آنها در ابتدا باید بدانند ستاره در واقع چقدر روشن است تا بتوانند بگویند چقدر دور است. چون ممکن است یک ستاره ی نزدیک در واقع ستاره ی کم نوری باشد، و به همین دلیل کم نور به نظر برسد. در نتیجه ممکن است به اشتباه فکر کنیم که این ستاره در فاصله دوری قرار دارد. پس ابتدا باید روشنایی حقیقی ستاره را بدانیم تا بتوانیم روشنایی ظاهری را با روشنایی حقیقی مقایسه کنیم و فاصله را بدست آوریم.
در سال 1908 هنریتا لویت روشی برای بیان روشنایی بعضی ستارگان با روشنایی متغیر پیدا کرد. در این روش با مشاهده مقدار زمانی که طول می کشد آنها تاریک یا روشن تر بشوند، می توان درخشندگی حقیقی آنها را به دست آورد. این روش منجر به بدست آوردن مقدار شعاع کهکشان راه شیری شد.
مدل سازی: کهکشان راه شیری چقدر بزرگ است ؟
زمانی که برای بیان بزرگی کهکشان از مقیاس سال نوری استفاده کنیم، شاید برای خیلی ها که با بزرگی آن آشنایی ندارند، مقیاس خوبی نباشد. لذا از مقیاس دیگری استفاده می کنیم: تصور کنید تمام منظومه شمسی ما به اندازه سکه ای باشد، در این صورت خورشید به اندازه ذره ایی ریز در مرکز سکه و سیارات نیز بصورت ذراتی بسیار ریزتر در سطح سکه خواهند بود.
در این مقیاس اندازه کهکشان راه شیری برابر با اندازه ایالات متحده آمریکا خواهد بود! نزدیکترین ستاره هم به خورشید یعنی پروکسیما -قنطورس در حدود سکه ای است که به اندازه دو برابر طول زمین فوتبال با خورشید فاصله دارد و این نمونه ای از پراکندگی ستارگان در منطقه ای از کهکشان راه شیری است که خورشید در آن قرار دارد.

2- تعیین فواصل بروش اختلاف منظر

خورشید به اندازه ایی دور است که حتی سریع ترین شاتل های فضایی برای رسیدن به آن باید هفت ماه پرواز کنند. به خاطر همین فاصله زیاد است که خورشید با اندازه ی میلیون ها برابر اندازه زمین، از اینجا اینقدر کوچک به نظر می رسد.
سیصد سال پیش ستاره شناسی به نام «ادموند هالی» راهی برای اندازه گیری فاصله زمین تا خورشید و زهره بدست آورد . بدست آوردن این فاصله ها کمک کرد تا برای اولین بار مقیاس درستی از تمام منظومه شمسی بدست آید.
هالی دریافت که سیاره زهره هر 121 سال از جلوی خورشید عبور می کند. موقعیت سیاره زهره نسبت به خورشید برای دو ناظر زمینی که از دو نقطه مختلف این منظره را تماشا می کنند متفاوت بنظر می آید. میزان این تفاوت به فاصله ایی که خورشید و زهره از زمین دارند بستگی دارد.
در سال 1761 با مشاهده گذر زهره از مقابل خورشید توسط ستارشناسان سرتاسر دنیا مقدار فاصله خورشید از زمین با دقت بیشتری بدست آمد. این مقدار بطور میانگین در حدود 150 میلیون کیلومتر محاسبه شد.
امتحان کنید؛ چگونه تغییر مسیر دید باعث یک تفاوت در راستای دید می شود؟
انگشت اشاره یتان را در مقابل صورت خود در فاصله 20 سانتی متری قرار دهید. سپس یک چشم خود را ببندید، به راستایی که در آن راستا انگشت خود را می بینید دقت کنید. مثلاً ممکن است که انگشت خود را در راستای یک چراغ ببینید، حالا این چشمتان را ببنید و چشم دیگر را باز کنید. آیا جای شصت شما عوض شده ؟! یعنی آن را در راستایی دیگر می بینید؟ حالا انگشتتان را نزدیک بینی خود قرار دهید و این آزمایش را بار دیگر امتحان کنید. آیا می توایند متوجه جابجا شدن بیشتر انگشت خود شوید؟ یعنی زمانی که انگشت خود را در فواصل مختلف از چشمانتان نگه می دارید، با نگاه از چشم چپ و چشم راست، آن را در راستاهای مختلف می بینید. پس می توان با توجه به میزان جابجا شدن راستای دید، فاصله ی جسم را بدست آورد.
ستاره شناسنان این پدیده را اختلاف منظر (parallax) می نامند: یک شیء نزدیک در فواصل مختلف اختلاف منظر های مختلفی از خود نشان می دهد.
ستاره شناسانی که در سال 1761 فاصله خورشید را بدست آوردند، از چنین روشی استفاده کردند: به این صورت که خورشید بعنوان زمینه ثابت فرض شد و سیاره زهره هم مانند انگشت دست عمل می کرد؛ وقتی که از 2 نقطه مختلفِ زمین به آن نگاه می شد، مانند این بود که جای چشمان خود را عوض کردیم و با جابجایی که در مکان زهره نسب به خورشید به دست آمد، توانستند فاصله زهره را بدست بیآورند.

3- ستارگان دیگر :

با گردش زمین به دور خورشید وضعیت ستارگان نزدیکتر که از زمین دیده می شوند، نسبت به ستارگان دورتر کمی تغییر می کند؛ این پدیده را همان طور که قبلاً گفتیم اختلاف منظر parallax می نامند و ستاره شناسان با کمک این پدیده می توانند فاصله ستاره های نزدیک را بدست آورند.
در سال 1836 فردریش بسل دانشمند آلمانی با کمک تلسکوپی که طراحی کرده بود اولین نفری بود که فهمید موقیعت یک ستاره با گردش زمین به دور خورشید تغییر می کند. او دریافت ستاره ای که دیده است 700.000 برابر فاصله زمین تا خورشید را دارد.

4- کهکشان راه شیری :
خورشید و میلیارد ها ستاره دیگر در مجموعه ایی قرار دارند به نام کهکشان راه شیری. کهکشان راه شیریِ ما به اندازه ای بزرگ است که با سرعت نور، زمانی در حدود 100.000 سال طول می کشد تا از یک طرف آن به طرف دیگرش برویم.
معمولاً ستاره دورتر کمرنگ تر به نظر می رسند: این نشانه ای است که ستاره شناسان برای پیدا کردن فاصله ی بعضی از ستاره گان استفاده می کنند. اما در این روش مشکلی بزرگ وجود دارد: آنها در ابتدا باید بدانند ستاره در واقع چقدر روشن است تا بتوانند بگویند چقدر دور است. چون ممکن است یک ستاره ی نزدیک در واقع ستاره ی کم نوری باشد، و به همین دلیل کم نور به نظر برسد. در نتیجه ممکن است به اشتباه فکر کنیم که این ستاره در فاصله دوری قرار دارد. پس ابتدا باید روشنایی حقیقی ستاره را بدانیم تا بتوانیم روشنایی ظاهری را با روشنایی حقیقی مقایسه کنیم و فاصله را بدست آوریم.
در سال 1908 هنریتا لویت روشی برای بیان روشنایی بعضی ستارگان با روشنایی متغیر پیدا کرد. در این روش با مشاهده مقدار زمانی که طول می کشد آنها تاریک یا روشن تر بشوند، می توان درخشندگی حقیقی آنها را به دست آورد. این روش منجر به بدست آوردن مقدار شعاع کهکشان راه شیری شد.
مدل سازی: کهکشان راه شیری چقدر بزرگ است ؟
زمانی که برای بیان بزرگی کهکشان از مقیاس سال نوری استفاده کنیم، شاید برای خیلی ها که با بزرگی آن آشنایی ندارند، مقیاس خوبی نباشد. لذا از مقیاس دیگری استفاده می کنیم: تصور کنید تمام منظومه شمسی ما به اندازه سکه ای باشد، در این صورت خورشید به اندازه ذره ایی ریز در مرکز سکه و سیارات نیز بصورت ذراتی بسیار ریزتر در سطح سکه خواهند بود.
در این مقیاس اندازه کهکشان راه شیری برابر با اندازه ایالات متحده آمریکا خواهد بود! نزدیکترین ستاره هم به خورشید یعنی پروکسیما -قنطورس در حدود سکه ای است که به اندازه دو برابر طول زمین فوتبال با خورشید فاصله دارد و این نمونه ای از پراکندگی ستارگان در منطقه ای از کهکشان راه شیری است که خورشید در آن قرار دارد.

5- کهکشان های دیگر

در سال 1924 ادوین هابل اولین شواهد را مبنی بر وجود کهکشان هایی فراتر از کهکشان راه شیری پیدا کرد. بعدها کهکشانهای دیگری نیز کشف شدند. پیش از هابل، کهکشانها را با سحابی اشتباه می گرفتند، ولی هابل نشان داد که این لکه های مه آلود در واقع مجموعه هایی هستند شامل میلیاردها ستاره که خارج از مجموعه ی راه شیری قرار دارند. تا به امروز میلیارد ها کهکشان کشف شده است.
اما نزدیک ترین کهکشان ها به کهکشان ما به اندازه ای دور هستند که نور آنها میلیون ها سال طول می کشد تا به ما برسد. یعنی تصویری که ما از آنها می بینیم ظاهری را که آنها میلیون ها سال قبل داشته اند، نشان می دهد و ممکن است خیلی از آنها دچار تحولاتی شده باشند و ما تا میلیون ها سال بعد بی خبر می مانیم تا نور آنها به ما برسد . بعنوان مثال نزدیکترین کهکشان به کهکشان ما یعنی کهکشان آندرومدا حدود 2میلیون سال نوری از ما فاصله دارد ؟!! یعنی تصویری که ما امروز از آن می بینیم تصویر 2 میلیون سال قبل آن می باشد.
کهکشانی که دورتر باشد کوچکتر به نظر می رسد. با این روش می توانید به ملاکی دشوار برای دوری و نزدیکی کهکشان ها دست پیدا کنید. اگر چه کهکشان ها اندازه و شکل های متفاوتی دارند، با این حال اگر یک کهکشان مارپیچی شبیه کهکشان ما باشد می توانیم فرض کنیم تقریباً دارای همان اندازه است؛ بنابراین اگر یک کهکشان مارپیچی نصف کهکشان مارپیچی دیگر به نظر برسد، احتمالاً 2 برابر دورتر است.

دانلود کلیپ سخنان دکتر علی نیری در باره ی بزرگی کائنات(در برنامه فرامرز فروزنده) 

و بین این ستاره گان هزاران و گاهی میلیون ها سال نوری فاصله وجود دارد.

قرآن کریم در ۱۴۰۰ سال پیش به این موضوع می پردازد:

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

واقعه: ۷۵-۷۷

” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

بزرگی کائنات و فاصله ی ستاره گان

در منظومه ی شمسی صدمیلیارد سیاره وجود دارد و صد میلیارد منظومه مانند منظومه ی شمسی در کل کائنات وجود دارد و این رقم تنها چهار در صد از کل کائنات را تشکیل می دهد؟

و ما در مکانی زندگی می کنیم که فقط یک ستاره در آن وجود دارد؟(جای مخصوصی درکائنات)

دانلود کلیپ سخنان دکتر علی نیری در باره ی بزرگی کائنات(در برنامه فرامرز فروزنده) 

و بین این ستاره گان هزاران و گاهی میلیون ها سال نوری فاصله وجود دارد.

قرآن کریم در ۱۴۰۰ سال پیش به این موضوع می پردازد:

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

واقعه: ۷۵-۷۷

” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

خدا را باور کن انفجار بزرگ

بسم الله الرحمن الرحیم

این هستی بزرگ و حیرت آور که حدی جلودار آن نیست کنجکاوی انسان را در هر زمانی برانگیخته است. انسان می خواست و میخواهد بداند این هستی چگونه پدیدار شد و کجا و چه وقت به پایان میرسد و چه قوانینی در بین نظام دقیق آن حکم فرماست.

دانشمندان بسیاری در طول دوره های طولانی تحقیقات زیادی راجع به این موضوع انجام داده اند و نظریه های بسیاری در این باره ارائه شده است . در قرن 19اندیشه ی غالب این بود که هستی انتهایی ندارد و از موادی تشکیل شده که از ازل وجود داشته و تا ابد باقی می ماند.

این فکر نظر اصلی فلسفه ی مادی را تشکیل می داد  که از ازلی و ابدی بودن وجود دفاع می کرد و در همان هنگام، بودن خالقی برای این هستی را انکار می کرد.

فلسفه ی مادی فلسفه ای است که ماده را وجود مطلق می پندارد و هیچ چیز را جز این نمی پذیرد.

این فلسفه که در تارخ متداوم بوده از زمان یونانیان وجود داشته و در قرن 19 قوی شده و شهرت یافت و به فلسفه ی مادی کارل مارکس منجر گردید.

http://almez.pntic.mec.es/~jmac0005/ESO_Geo/TIERRA/Fotos/bigbang.JPG

مادی گرایان در فلسفه ی الحادی مهمترین فلسفه را هستی بی نهایت در نظر گرفتند. برای مثال فیلسوف مادی جورج بولیدز را می بینیم که در کتابش – مبادی اولیه برای فلسفه – می گوید هستی چیزی خلق شده نیست …واگر هستی مخلوق باشد پس ضروری است که از طرف خدا در یک لحطه آفریده شده باشد.

وقتی که بولیدز ظهور هستی و خلق شدنش را بر اساس همان نظریه ی هستی بی نهایت و ساکن که در قرن نوزده غالب بوده انکار می کند، چنین تصوری را داشته که نظریه ای را در حال ارائه دادن است که علم هم  آن را ثابت کرده است. ولی تکنولوژی و علم در قرن بیست توسعه ی بسیاری یافتند و نظریه ی هستی ساکن را نابود کردند و آن را از ریشه در آوردند و حال که ما در قرن 21 هستیم میدانیم که هستی بدایتی داشته است.

ما میدانیم هستی در نتیجه انفجاری عظیم خلق شده که فیزیک جدید آن را با مشاهده ها و حساب و کتاب ها وتجربه های بسیار ثابت کرده است.

http://astroph.persiangig.com/sahabkhrchang.jpeg

و امروزه این حقیقت توسط تمام اقشار علم مورد قبول  واقع شده واین اکتشافات در واقع انقلابی در علم محسوب می شود.

در سال 1929 دانشمند اختر شناس آمریکایی هابل در رصد خانه اش به اکتشافاتی دست یافت که که از مهمترین اکتشافات تاریخ بود.

هنگامی که او با تلسکوپی عظیم در آسمان دقت میکرده است، متوجه می شود که ستاره ها نور قرمزی را می فرستند که به طور فرضی با دوری ستاره متناسب است و این بدان معنا بود که آن ستاره از ما دور می شود .

در مشاهدات هابل طیف های ستارگان به سمت رنگ قرمز متمایل می شدند واین بدین معنی بود که ستارگان به طور دائم از ما در حال دور شدن هستند و این کشف صدایی گسترده در علم پدید آورد.

هابل چیز مهم دیگری را نیز کشف کرد و آن این بود که ستارگان و کهکشان ها تنها از ما دور نمی شوند بلکه در بین خود نیز در حال دور شدن هستند پس در این هستی که اشیا در حال دوری ازیکدیگر هستند فقط میتوانیم به این نتیجه برسیم که هستی توسعه و امتداد می یابد.

هستی هر چه توسعه بیابد فاصله ی اشیا هم از هم بیشتر و بیشتر می شود و این حقیقت قبل از هابل هم کشف شده است. در واقع آلبرت انشتین که از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم به حساب می آید با حساب و کتاب هایی که در فیزیک نظری به دست آورده بود به نتیجه می رسد که هستی نمی تواند ساکن باشد ولی به دلیل این که با تفکر هستی ساکن مخالفت نکند که در آن موقع  تفکر غالب بوده اکتشاف خودش را کنار گذاشت. بعد گفت که این رفتارش بزرگترین اشتباهی بوده که مرتکب شده است.

حال میخواهیم بدانیم هستی در حال گسترش است یعنی چه؟

تا وقتی که هستی ما در حال گسترده شدن است پس ما اگر به عقب برگردیم به عنوان نتیجه ای منظقی به این حقیقت دست می یابیم که هستی از یک نقطه آغاز تشکیل شده و محاسبه ها نشان داده تمام جسمی که از هستی پدیدار شده در این نقطه متمرکز شده بوده که حجمی معادل صفر داشته . تمام هستی از انفجار این این نقطه پدیدار شده است.

به این انفجار که بدایت هستی را تشکیل داده انفجار بزرگ  و به این نظریه ، نظریه ی انفجار بزرگ گفته می شود.

حقیقت این است که گفتن از حجمی معادل صفر گفته ای نظری است که علم برای این که بتواند مفهوم عدم و نیستی را تعریف کند _که از خیال انسان فراتر است_ از تعبیر نقطه با حجم صفر استفاده می کند. در واقع مفهوم نقطه ای با حجم صفر یعنی همان نیستی یعنی این که هستی از نیست آفریده شده است.

این حقیقت بسیار بزرگ که علم در اواخر این قرن به آن رسیده، بیش از 14 قرن پیش به وسیله ی قرآن به ما بیان شده است.

« وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم و بى‏گمان ما [آسمان] را گستردیم (47) الذاریات »

نظریه ی انفجار بزرگ نشان داد که مواد موجود در هستی در کنار هم بودند سپس از هم گسسته شدند و این حقیقت را قرآن 14 قرن پیش زمانی که آگاهی های انسان از هستی بسیار کم بوده این گونه  بیان کرده:

« أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‏اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى‏آورند (30) الانبیاء »

دانشمندان اخترشناسی که به فلسفه ی مادی معتقد بودند ، در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند و سعی کردند اندیشه ی هستی بی نهایت و ازلی را پایدار نگه دارند، اما نتوانستند.

رادینگتون یکی از فیزیکدانان مادی گرا می گوید: این نظریه که طبیعت ناگهانی ظهور کرده به نظرم شرم آور است.

فرد هویل – دانشمند انگلیسی- بیشتر از دانشمندان دیگر از نظریه ی انفجار بزرگ عصبی شد. او کسی بود که نظریه ی هستی مستقر و ساکن را ارئه داد. نظریه ای که شبیه نظریه های غالب در قرن نوزده بود و دقیقا مخالف نظریه ی انفجار بزرگ بود.

طرفداران این نظریه مدت زمانی طولانی در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند، ولی علم برضد آن ها عمل کرد.

در سال 1948جورج گامو گفت: اگر انفجار بزرگی وجود داشته پس ضروری است این انفجار تشعشعات نوری را از پس خود بر جای گذارد و نیز گفت که باید این تشعشعات در تمام نواحی هستی به طور مساوی وجود داشته باشد.

این گفته خیلی زود ثابت شد.

در سال 1965 دو دانشمند به نام های “آرونو پنزیاس” و “رابرت ویلسون” این تشعشعات را هنگام یکی از آزمایشات خود کشف کردند و نام دورنمای انرژی تابشی (شعاع های هستی)  را برآن گذاشتند. زیرا مصدر آن زمین نبوده، بلکه در تمام هستی منتشر شده  و نیز دریافتند که این تشعشعات، تشعشعات بازمانده از دوره های اولیه ی انفجار بزرگ بوده است. این کشف سبب شد که هر دو جایزه ی نوبل را دریافت نمایند.

در سال 1989 سازمان ناسای آمریکا ماهواره ای را برای به دست آوردن اطلاعت در مورد همین پرتوهای هستی به فضا فرستاد. این ماهواره که بر آن نام کوب را گذاشتند، دارای دستگاه های به روز و حساسی بود و برای اندازه گیری تنها 8 دقیقه  زمان نیاز داشت تا حرف “پنزیاس” و “ویلسون” را اثبات و تشعشعات باقی مانده از انفجار بزرگ را کشف کند.

این کشف (که به آن بزرگترین کشف آسمانی در طول قرن ها  گفته شد) برهان و دلیلی بزرگ و واضح بر وقوع انفجار بزرگ بود.

دلیل مهم دیگر (درمورد وقوع انفجار بزرگ) مقدار هیدروژن و هلیم موجود در هستی است. در واقع مشخص شده که نسبت این دو گاز در حال حاضر با نسبتی که باید از آنها (با توجه به زمان فرضی سپری شده از انفجار بزرگ) وجود داشته باشد تطابق می کند.

دلیل دیگر بر وقوع انفجار بزرگ، وجود هیدروژن است. چرا که اگر هستی بدایتی نداشت، می بابیست تمام هیدروژن به هیلیم می سوخت.

تمام این دلایل واضح منجر به قبول عمومی نظریه ی انفجار بزرگ شد.

“فرد هویل” و “دنیس سیاما” که از نظریه هستی مستقر برای سالها دفاع کردند، درشرایط سختی افتاده بودند که از طریق تایید خود “سیاما” از نظریه ی انفجار بزرگ می توانیم آن را بفهمیم :

از نظریه ی هستی مستقر برای این که صحیح بوده دفاع نکردم، بلکه به دلیل “رغبت خودم برای صحیح بودنش” از آن دفاع کردم. اما بعد از این که دلایل تراکم مشخص شد برای ما نیز تبیین گشت که بازی تمام شده و باید نظریه ی هستی مستقر را رها کرد.

پروفوسور جورج آبل از دانشگاه کالیفرنیا به پیروزی نهایی نظریه ی انفجار بزرگ اشاره می کند و می گوید:

دلایل موجود در حال حاضر به این نکته اشاره می کند که هستی میلیارد ها سال قبل، از انفجار بزرگی نشأت گرفته است. به همین دلیل دیگر برای ما چاره ای نمانده جز قبول “نظریه ی انفجار بزرگ”.

با پیروزی این نظریه  مفهوم ماده ی ازلی از بین رفت و مفهومی که اساس نظریه ی مادی را تشکیل می داد  به جزئی از تاریخ پیوست .

اما سوال این است که چه چیزی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته و چه کسی است که هستی را از نیستی آفریده است؟

 بدون شک این سوال حقیقتی فلسفی را به ذهن انسان می آورد، همانگونه که “ادینگتون” در مورد آن گفت که حقیقتی شرم آور برای یاران فلسفه ی مادی بوده، زیرا که به وجود خالقی برای این هستی اشاره می کند.

فیلسوف ملحد معروف “انتونی فلو” در این باره می گوید :

اعتراف از جهت نفسانی به نفع انسان است، و من اعتراف می کنم که قطعا انفجار بزرگ چیزی بسیار شرم آور برای ملحدان بوده است. زیرا که علم، اندیشه ای را اثبات کرد که کتاب های دینی از آن دفاع می کردند. این اندیشه که هستی بدایتی داشته است.

###################################################

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را باور کن (عجایب پس از انفجار)

 

جورج گرین اشتاین می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم ، و آن این است که نیرویی فراتر از طبیعت در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

به استثنای کسانی که به الحاد به شکلی کورکورانه متمسک هستند، دانشمندان اکنون این را می پذیرند که هستی خالقی دارد، با قدرتی پایان ناپذیر. خالقی که هم ماده  و هم زمان را آفرید و از هر دوی آن ها منزه است (به عبارتی دیگر از زمان و مکان منزه است).

فیزیک دان آمریکایی هوگ روس می گوید: اگر ماده و زمان با هم در نتیجه ی انفجار بزرگی پیدا شده باشند پس بر به وجود آورنده ی زمان و مکان لازم است که مستقل از آن دو باشد، و این به ما نشان می دهد که خالق، از همه ی ابعاد و اندازه گیری ها فراتر است.

انفجار بزرگ با فرو پاشی نقطه ای آغاز شد که ماده در آن متمرکز شده بود، آن هم با سرعتی بسیار زیاد. این ماده همه جا گسترده شد و کهکشان ها، ستارگان، خورشید، دنیا  و تمام اجرام آسمانی را به صورت متوازن و دارای نظامی زیبا آفرید. علاوه بر این قوانینی شکل گرفت که انسان آن قوانین را فیزیک نامید. قوانینی که درهمه جای هستی معتبر است و از زمان ظهورش قبل از 15 بیلیون سال تغییر نکرده و نظامی دقیق به وجود آورده که اگر تنها 1میلی متر نظم آن به هم بخورد، همه چیز دچار اختلال می شود.

ما می دانیم انفجار ها فقط خرابی به باور می آورند و نظام اولیه را مختل می کنند . حال اگر ببینیم که پس از انفجاری نظامی دقیق بر جای مانده، معنای آن این است که پشت آن دخالتی غیر معمول و فوق طبیعی وجود داشته،  دخالتی که تمام ذرات ماده ای پراکنده را تحت سیطره ای زیبا و در بین نظامی هماهنگ و متوازن جمع کرده است.

“فرد هویل” که سال ها نسبت به نظریه ی انفجار بزرگ ( بیگ بنگ) اعتراض کرد، نهایتا این موضع را پذیرفت و گفت: نظریه ی انفجار بزرگ می گوید که هستی در نتیجه ی انفجاری بزرگ شکل گرفته ، ولی ما میدانیم که هر انفجاری ماده را پراکنده می کند آن هم بدون هیچ نظمی، ولی بیگ بنگ عکس این را انجام داد، به شکلی که پر از راز است. یعنی این که ماده را با هم برای تشکیل کهکشان ها جمع کرد.

 و شکی نیست که اگر نظامی دقیق در نتیجه ی بیگ بنگ رخ داده باشد، پس باید دخالتی الهی در هر لحظه از لحظات این انفجار بزرگ موجود باشد. از طرف دیگر پیدایش زمین بسیار شگفت انگیز است؛ سیاره ای که مناسب زیستن است و غیر ممکن است که همه شرایط لازم برای قابل حیات بودن سیاره ی ما در نتیجه ی تصادفات پراکنده باشد.

فیزیک دان نظری پروفیسور “پاول دیویس” تحقیقاتی در زمینه ی سرعت پراکنده شدن هستی انجام داد و فهمید که این سرعت به اندازه ای دقیق است که عقل آن را باور نمی کند. او میگوید: محاسبات نشان می دهد که سرعت گسترده شدن هستی در سیری حرکت می کند که باورش سخت است، به نحوی که اگر گسترده شدن هستی ذره ای آهسته تر از سرعت فعلی آن بود، به سمت خرابی داخلی در نتیجه ی جاذبه می رفت و اگر این سرعت ذره ای بیشتر از سرعت فعلی آن بود، ماده ی هستی و خود هستی پراکنده می شد. و اگر سرعت انفجار از سرعت فعلی به اندازه ی “یک به روی ده به توان هیجده” (0.000000000000000001) متفاوت بود، این کافی بود تا توازن لازم مختل گردد. پس انفجار بزرگ انفجاری معمولی نیست بلکه کاری حساب شده از تمامی جهات و بسیار منظم است.

 

“استیفان هاوکینگ” فیزیک دان مشهور در کتاب تاریخ مختصر زمان می گوید: توازن های موجود در هستی بر اساس محاسباتی دقیق بنا شده و فراتر از آن است که ما توان درک آن را داشته باشیم. و در مورد سرعت گسترش هستی می گوید: سرعت گسترش هستی سرعتی بسیار باور نکردنی است، تا اندازه ای که اگر در ثانیه ی اول انفجار، این سرعت از “یک به روی ده به توان پانزده” (0.000000000000001) کمتر بود هستی به دور خود خراب می شد، قبل از این که به وضع امروزی اش برسد.

“پاول دیویس” توازن لازم این هستی را شرح می دهد و می گوید: بسیار سخت است که عقل مدرکی را انکار کند که بنیه ی این هستی را آفریده و مبتنی بر محاسبات بسیار حساس است. این ارقام بسیار دقیق که در اصل موازنات هستی وجود دارد دلیلی بسیار قوی بر وجود تصمیمی در ضمن هستی است.

در مورد این حقیقت دانشمند اختر شناس  “جورج گرین اشتاین” می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم که قدرتی دانا و فوق طبیعی در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

اگر ما در نظام دقیق هستی تأمل کنیم می بینیم که پیدایش هستی و توازن موجود  و عمل منظم آن خیلی پیچیده است، به نحوی که نمی توان با تصادفات توصیفش کرد.

بدین معنا که کاملا غیر ممکن است پیدایش تمام این نظام دقیق و توازن حساس آن در پشت انفجاری حیرت آور، در نتیجه ی تصادفاتی کورکورانه باشد.

و پیدایش این نظام بعد از انفجاری بزرگ غیر ممکن است مگر در نتیجه ی خلقتی با نیروی ماورای طبیعت.

این نظام دلالت بر وجود خالقی دارد که هستی را از نیستی آفرید و خلقتش را با تمام دقت نظم بخشید  و او الله، پروردگار جهانیان است.

 

و صلی الله علی خاتم انبیاء و المرسلین و الحمد لله رب العالمین و لا اله الا هو الرحمن الرحیم

http://www.tabesh.net

مطابقت های علم زیست شناسی روز با آیات قرآن

مطابقت یافته های زیست شناسی و آیات قرآنی

به خصوص در مورد جهان شگفت انگیز جنین و مراحل رشد جنین

کلاً اهداف نگرشی ( تغییر در رفتار ) درس زیست شناسی ( این است که )

1-  به پدیده های زیستی به عنوان نشانه های حاکمیت تدبیر الهی در جهان بنگریم

2-  با مطالعه و برسی و پدیده های زیستی به علم و قدرت خالق آنها پی ببریم

همانطور که در آیۀ 53 سورۀ فضیلت می فرماید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سنر یهم آیا تنافی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه  الحق (به زودی آیات خود را راجع به کیهان و خود شناسی و به بشر ارائه خواهیم داشت تا روشن شود برای ایشان به درستی که او حق است)

آیات آفاقی : همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی بر آنها حاکم است و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوه ها و دریاها با عجائب و شگفتی های بی شمارش و موجودات گوناگون اسرار آمیزش که هر زمان اسرار تازه ای از خلقت آنها کشف می شود هر یک آیه و نشانه ای است بر حقانیت ذات پاک او .

آیات انفسی : همچون آفرینش دستگاه های مختلف جسم انسان و نظامی که بر ساختمان حیرت انگیز مغز و حرکات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوان ها و انعقاد نطفه و پرورش جنین در رحم مادران ، تعداد سلولهای یک انسان متوسط 60 تریلیون است که 28 میلیارد آن سلول عصبی است و هر سلول شبیه یک کامپیوتر عمل می کند و از آن بالاتر اسرار و شگفتی های روح انسان می باشد که هر گوشه ای از آن کتابی است از معرفت پرودگار و خالق جهان .

در پایان این آیه بیان لطیف و جالب را با جملۀ زیبا و پر معنای دیگری تکمیل کرده می افزاید .

اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید (آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیز شاهد و گواه است .)

چه شهادتی از این بر تر و بالا تر که با خط تکوین ، قدرت خویش را بر پیشانی همۀ موجودات نوشته است .

در صفحه برگهای درختان ، در لا به لای گل برگها و در میان طبقات اسرار آمیز مغز و بر روی پرده های ظریف چشم بر صفحه آسمان و بر قلب زمین و خلاصه بر همه چیز نشانه های توحید خود را نوشته و گواهی دهده است .

درقرآن مسائل علمی بیان شده است که بعد ها دانشمندان به اسرار شگفت انگیز آن پی برده اند چنانچه در آیه 3 سوره رعد می فرماید :

و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین ( از تمام میوه ها دو جفت در زمین قرار دارد )

اشاره به این که درختان میوه موجودات زنده ای هستند که دارای سلولهای نر و ماده می باشند که از طریق لقاح  بارور می شوند دارد . اگر لینه دانشمند و گیاه شناس معروف سوئدی در اواسط قرن 18 میلادی موفق به کشف زوجیت عمومی و همگانی در جهان گیاهان شد . قرآن مجید در 1400 سال قبل از آن ، این حقیقت را فاش ساخت و این خود یکی از معجزات علمی قرآن مجید است که بیانگر عظمت این کتاب بزرگ آسمانی   می باشد .

همچنین از آنجا که زندگی انسان و همۀ موجودات زنده و مخصوصاً گیاهان و میوه ها بدون نظام دقیق شب و روز امکان پذیر نیست در قسمت دیگر این آیه از این موضوع سخن به میان آورده می گوید .

یغشی اللیل النهار :  خداوند به وسیلۀ شب روز را می پوشاند و پرده بر آن می افکند

چرا که اگر پرده تاریک شب نباشد ، نور مداوم آفتاب ، همۀ گیاهان را می سوزاند و اثری از میوه ها و بطور کلی از موجودات زنده بر صفحۀ زمین باقی نمی ماند .

در پایان آیه می فرماید :

 ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون  .( در اینها آیات و نشانه های است برای آنها که تفکر می کنند .)

اما در مورد جهان شگفت انگیز جنین

در هفت سوره از سوره های قرآن اشاره به آفرینش انسان و چگونگی خلقت او شده است و در آیۀ 14 سوره نوح می فرماید :

   و قد خلقکم اطوارا    : ( خداوند شما را در اطوار و مراحل مختلفی بیافرید .)

مرحلۀ اول : در آیه 12 سورۀ مومنون می فرماید :

و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین . (ما انسان را از عصاره و فرآورده های خاک آفریدیم .)

چرا که نطفۀ انسان مولود غذاهای گوناگونی است که از گیاهان و جانوران سرچشمه می گیرد – جانوران هم از گیاهان تغذیه می کنند و گیاهان بخشی از مواد مورد نیاز خود را از خاک می گیرند بنابر این نطفۀ انسان که بعد ها بصورت انسان در می آید مولود خاک می باشد .

در مرحلۀ دوم : در آیه 54 سورۀ فرقان می فرماید:

هو الذی خلق من الماء بشراً ........   . ( اوست خدائی که بشر را از آب بیافرید )

در مرحلۀ دوم می توان گفت انسان از آب آفریده شده است .

زیرا از نظر زیست شناسان ، انسان به اسفنجی می ماند که او را آب فراگرفته است یک فرد 70 کیلویی حدوداً 65 در صد وزن بدن را آب تشکیل می دهد ، 50 لیتر آب دارد و این نسبت ثابت است و غیر ممکن است که این نسبت را تغییر داد بدون اینکه دچار ناراحتی نشود اگر 20 در صد آب بدنش را از دست بدهد دیگر سلامتی خود را باز نخواهد یافت .

آب در سلولهای بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم بوده و عملاً فاقد نمک است ولی آب خارج از سلولها پتاسیم ندارد بلکه مقدار زیادی نمک دارد و این ترکیب آب خارج از سلولها به آب دریائی شباهت دارد که میلیونها سال قبل اولین اشکال حیات در آن شکل می گرفت و بعد ها وقتیکه موجودات آبی به خشکی روی آوردند ، دریای درون را نیز با خود آوردند . چون بدون آن زندگی برایشان در خشکی ممکن نبود .

این پدیده های شگفت انگیز گفته قرآن را تأیید می کند که می فرماید . اوست خدائی که انسان را از آب آفرید در مرحلۀ سوم : در آیۀ 2 سوره علق می فرماید:

خلق الانسان من علق   . ( خداوند انسان را از علق آفرید )

علق به اسپرماتوزوئید گفته می شود که به سلول ماده می رسد و با آن ترکیب می شود .

در مرحلۀ چهارم : در آیۀ 2 سورۀ انسان می فرماید:

انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج   . ( ما انسان را از نطفه مخلوط ( سلول تخم ) پدید آورده ایم . )

ترکیب سلول جنس نر و ماده منجر به پیدایش سلولی به نام تخم می شود که تقسیمات این سلول جنین را به وجود می آورد .

اگر بهترین شرایط محیطی برای سلول نر و سلول ماده فراهم شود قادر به ادامۀ زندگی نیستند و به زودی می میرند .

مگر آنکه با یکدیگر ترکیب شوند و سلول تخم یا به اصطلاح قرآن امشاج به وجود آورند .

پس از تقسیمات سلولی متوالی این سلول جنین اولیه به صورت توده ای از سلولها وارد رحم شده تا ادامه رشد خود را در آنجا انجام دهد در آیه دیگری می فرماید( آیه 24 سوره حشر)

هو الله الخالق الباری المصور له السماء الحسنی  .( اوست خدای که آفریننده و جدا کننده و نگارنده صورت انسانی است و برای اوست اسماء حسنی .)

در مرحلۀ پنجم : در آیۀ 6 سورۀ العمران می فرماید :

خداست آنکه صورت شما را در رحم مادران هر گونه بخواهد می نگارد خدایی که جز ذات یکتا نیست که به هر کار خواهد توانا و به همه چیز داناست .

مراحل ساختمانی جنین را می توان در سه مرحله خلاصه کرد :

1-  تولید توده زیادی از سلولها

2- مجزا شدن سلولها از یکدیگر و رفتن هر یک به جای خود

3- تصویر و صورت بندی جنین

این سه مرحله را قرآن کریم در ضمن سه کلمه بیان داشته

1- هو الله الخالق   اوست خدایی که آفریننده ( انبوه سلولها ) است

2- الباری   خدایی که جدا کننده ( سلولهاست )

3- المصور  خداوند پیکر سازی که به این سلولها صورت انسانی می دهد .

در سورۀ زمره آیه 6 می فرماید :

خداوند شما را در شکم مادر می آفریند ، آفرینش به دنبال آفرینش دیگر که در سه تاریکی قرار دارد .

به تدریج سه پرده جنین را در بر می گیرد این پرده ها ظاهراً یک پوست بیشتر نیستند ولی اگر آنرا با میکروسکوپ به دقت نگاه کنیم همانطور که در آیه قرآن ذکر شده است می بینیم که از سه پرده تشکیل شده است .

1- پرده آمینون   2- پرده کوریون 3- پرده آلان تویید  

مایع 

پرده آمینون پرده ای است که از نمو سطح خارجی جنین حاصل و از اطراف توسعه پیدا می کند تا فضایی به نام حفره آمینون در پشت جنین به وجود آورد و آنگاه در حفره آمینون مایع زلالی پدید می آورد .

پرده کوریون  : خارج از پرده آمینون قرار دارد و به کمک آن جنین محفوظ می ماند .

پرده آلانتوئید : در ناحیه شکمی جنین است و به جذب غذا کمک می کند .

فاصله میان پرده آمینون و جنین مایعی وجود دارد که هر گاه ضربه ای به شکم وارد شود این ضربه به مایع منتقل می گردد و در آن خنثی می شود .

در آیۀ 14 سوره مومنون می فرماید :

  انشا ناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخااقین (سپس آفرینش و تحولی دیگر در جنین پدید آوردیم ( و از روح خود در وی دمیدیم ) آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده .)

پس از صورت بندی جنین مرحلۀ دمیدن روح فرا می رسد .

لازمه استقرار روح در جسم پیدا شدن بستر مناسب یا به عبارت دیگر آرایش مطلوب در اجزاء ماده است .

بطور کلی با وارد شدن هر گونه نقص شدید در جسم جدا شدن روح از جسم اجباری و حتمی می گردد .                                                                                                             

                                     

***فتبارک الله احسن الخااقین*** 

 

با تشکر از وبلاگ زیست شناسی به خاطر این مطلب 

  

 برای دانلود pdf این مقاله بروی لینک پایین کلیک کنید: 

مطابقت های علم زیست شناسی روز با آیات قرآن

باطل شدن نظریه خلق الساعه توسط لویی پاستور

لویی پاستور دانشمند ، پزشک ، شیمیدان ، زیست شناس و باکتری شناس بزرگ فرانسوی در دهکده ی دل (Dole) ناحیه ی ژورا زاده شد .
 او در دوران کودکی هیچگونه هوش زیادی از خود نشان نمی داد ولی بسیار کوشا و بردبار بود. به خاطر اینکه از استادان خود پرسش های شگفت آوری می کرد ، از گروه شاگردان نخبه و ارزنده به شمار می رفت .
 پاستور در جهان به پدر میکروبیولوژی (میکروب شناسی) مشهور است . نام او در میان اندیشمندان و نیکوکاران جهان ،‌همیشه به یادگار خواهد ماند .
 
آزمایشهای مشهور پاستور که منجر به باطل شدن نظریه خلق الساعه شدند :
آزمایش اول :

باطل شدن نطریه خلق الساعه توسط لویی پاستور

 
 پاستور لوله ای شیشه ای برگزید و درون آن مقداری پنبه قرار داد . سپس با کمک تلمبه ای ، مقداری هوا به درون لوله کشید . سطحی از پنبه که هوا از آنجا وارد لوله می شد ، رفته رفته رو به تیرگی گذاشت تا اینکه به کلی سیاه شد .
  پاستور این پنبه را در مخلوطی از اتر و الکل وارد ساخت و آنچه را که در ته محلول رسوب کرده بود زیر میکروسکوپ ساده ی خود بررسی کرد .
در این بررسی مشاهده کرد که ذره های گوناگون گرد و غبار ،‌گرده های گل ها ،‌ باکتری ها ی فراوان ، هاگهای گوناگون و حتی تارهای پشم در رسوب وجود دارد .

باطل کردن نطریه خلق الساعه توسط لویی پاستور

 
پاستور از نخستین آزمایش خود نتیجه گرفت :
هوا میکروب های فراوان دارد .

آزمایش دوم :

پاستور مقداری آبگوشت که در آن گوشت بدون چربی پخته و آب وجود داشت و محیط غذایی مناسبی برای میکروب ها به شمار می رفت را در شیشه ی دهانه بازی ریخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد . پس از چند روز آبگوشت گندیده شد . او آبگوشت گندیده را زیر میکروسکوپ ساده ی خود نگاه کرد و آن را پر از میکروب یافت .

 

باطل شدن نظریه خلق الساعه توسط پاستور

 

پاستور برای اینکه اطمینان حاصل کند که میکروب های هوا سبب گندیدگی آبگوشت شده اند ، مقداری از آبگوشت تازه را در شیشه ی دهانه باریکی ریخت و پس از جوشاندن ، دهانه ی شیشه را گرما داد تا گداخته شد و با این کار دهانه ی آن را بست .

 

باطل شدن نظریه خلق الساعه توسط لویی پاستور

این آبگوشت مدت ها بدون آنکه گندیده شود ، همچنان سالم باقی ماند . پاستور از این آزمایش نتیجه گرفت :

جوشاندن آبگوشت ، میکروبهای هوا را که عامل گندیدن آبگوشت هستند ،

از بین می برد .

آزمایش سوم :

 

پاستور برای یافتن اطمینان بیشتر از اینکه میکروب های هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، یک بالون انتخاب کرد و در آن آبگوشت ریخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشیده ی درون آن را توسط یک لوله ی خمیده ،  در معرض هوا قرار داد .مدت ها گذشت و فسادی حاصل نشد . در این آزمایش ،  لوله ی خمیده ،‌ مانع ورود میکروب های زنده ی هوا به درون آبگوشت شده بود .

باطل شدن نظریه خلق الساعه توسط لویی پاستور

سپس پاستور با خم کردن ظرف ، مقداری از آبگوشت را وارد لوله ی خمیده ی متصل به ظرف آبگوشت کرد  . سپس این آبگوشت موجود در لوله را با خم کردن مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتی آثار فساد و گندیدگی در آبگوشت ظاهر شد .

پاستور نتیجه گرفت :

آبگوشت خودبخود گندیده نمی شود ، بلکه میکروبهایی که در ناحیه خمیده لوله قرار داشته اند باعث گندیدن آبگوشت شده اند .

 مقاومت مخالفان پاستور :

معتقدین به خلق الساعه به آزمایشهای پاستور این ایراد را وارد کردند که :

  گرما دادن آبگوشت شرایط محیطی لازم برای خلق الساعه را از بین می برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ی میکروب ها به وجود خواهند آمد .

 پاستور برای رفع این ایراد آزمایشی دیگر انجام داد که به آزمایش چهارم پاستور مشهور است . با این آزمایش دیگر شکی باقی نماند که نظریه خلق الساعه باطل است .

 آزمایش چهارم :

  پاستور ظرفی شیشه ای مطابق شکل تهیه کرد . این ظرف را قبلا گرما داد تا بدون میکروب شود  . سپس دهانه ی بالایی آن را از پنبه ی استریل (بدون میکروب) پر کرد . نوک تیز لوله و پهلوی شیشه را با الکل پاک کرد و پوست گردن اسبی  را هم با الکل پاک کرد . سپس نوک تیز شیشه را به سیاهرگ گردن اسب فرو کرد و کاری کرد که سر آن بشکند . (کاری شبیه تولید سوزن سرنگ) .

  پاستور از بالای پنبه هوای درون شیشه را با تلمبه بیرون کشید .در نتیجه ی بیرون کشیده شدن هوای شیشه و ایجاد خلاء نسبی ، خون سیاهرگ گردن اسب به درون شیشه سرازیر شد . هنگامی که مقدار کافی خون اسب درون شیشه جمع شد ، پاستور با احتیاط  لوله ی نوک تیز را از گردن اسب بیرون آورد و بلافاصله نوک لوله را یست .

 

باطل شدن خلق الساعه توسط لویی پاستور

خون درون شیشه مدت ها بدون آنکه گندیده شود بلقی ماند و حال آنکه اگر خون در مجاورت هوا قرار می گرفت فوراً فاسد می شد .پاستور در آزمایش چهارم بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به میکروب شد و ثابت کرد : 

خون خودبخود میکروب (موجود زنده) تولید نمی کند . 

با تشکر ویژه از وبلاگ زیست شناسی به خاطر این مطلب

زیبایی های جهان طبیعت

چرا خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد؟ 

لحظه ای بی اندیشیم چگونه این همه زیبایی می تواند بطور خود به خودی بوجود آمده باشد؟ 

وجود خورشید ها و ماه های دیگر در کائنات-منعکس کردن نور خورشید توسط ماه

وجود خورشید ها و ماه های دیگر در کائنات

وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿۳۷﴾ فصلت

« نه به خورشيد و نه به ماه هيچکدام سجده نکنيد، بلکه به خدائی سجده کنيد که آنها را (يعنی: ماهها و خورشيدها را) آفـريد».

نکـتـه آيه: خورشيدها و ماهها وجود دارد:

در زبان عربی «ضـمـيـر» برای مفـرد (يکی) و برای مثنی (دوتا) و برای جمع (سه تا و بالاتر از آن) صـرف مـی شود. آيـه از مـاه و خـورشـيـد که دوتا هستند صحبت می کند ولی بجای ضمير دوتائی مناسبِ آنها که «هُـمـا» به معنی «آنـدو» باشد، ضمير جمع «هُـنَّ» به معنی «آنـهـا» بکار برده است. يعنی می گويد: به خدائی سجده کنيد که خورشـيـدها و ماهـهـا را آفـريد.

در زمـان محـمـد و تا پيش از اختراع تـلـسـکـوپ کـسـی خورشـيدی و ماهی غير ماه و خورشيدی که می بينيم را نمی شناخت. از زمـان اختراع و بکارگيری تـلـسـکـوپ (هـزار سـال پـس از محمد) تا کـنون (در منظومه شمسی) دهـها ماه کشف شـده است. تعداد ماه های سياره مـشـتری که تا کنون شـنـاخـتـه شده 16 تا است، مريخ دو تا، کـيوان 19 تا، اورانـوس 15 تا و نپتون 8 تا.

خـورشـيـد نـيـز چنانکه آيـه آنرا جمع بسـته تنها خورشيد منظومه شمسی ما نيست، بلکه در هـسـتی مـيـلـياردهـا خـورشـيـد وجود دارد.

بازتاب نور خورشید توسط ماه

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۵﴾ یونس

 

«اوست که خورشيد را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضياء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضياء است. و اينکه آيه می گويد: خـورشـيـد «ضياء» است و ماه «نور»، به اين معنی است که تابش خورشيد از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نيست بـلـکه بازتاب تابش خورشيد است. (اين موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. يعـنی وی چند هـزار سال پـيش از ميلاد حضرت مسيح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشيد از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشيد است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خنديده اند).

مراحل تکوین جنین در قرآن کریم

قرآن کریم در موارد مختلفی از خلقت انسان گفته و مراحل آن را ذکر کرده.

یکی از معروفترین آیه ها در این موردآیه 12-14 سوره مومنون هست.

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ﴿۱۲﴾

ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿۱۳﴾

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿۱۴﴾

ترجمه آیه این هست:

و به یقین انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم .سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه در آوردیم. پس آن علقه را مضغمه کردانیدیم، و آنگاه مضغمه را استخوانهایی ساختیم . بعد استخوان ها را با گوشتی پوشاندیم، آنگاه آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.

در این آیه مراحل مختلفی را از تشکیل اسپرم و تخمک تا هنگام تولد یک کودک بیان می کند. که این مراحل را در آیه به ترتیب: 1- نطفه 2- علقه 3- مضغمه 4- عظاما   5-لحما

همیشه برای خودم فهمیدن معنی این عبارات سخت بود. ولی هم معنی این ها را فهمیدم و هم اصطلاحات معادل این عبارات را در علم جنین شناسی.

معنی عبارات:

1-     نطفه: نطفه شامل چیزی است که در مرد و زن برای لقاح تولید می شه که در مردان به آن منی و در زنان تخمک گفته میشه. لقاح یا Fertilization مرحله ادغام این دو گامت است و نتیجه آن تشکیل اولین سلول تشکیل دهنده جنین به نام زایگوت هست.

2-     علق: در لغت یعنی خون بسته ای که آویزان هست. بعد از تشکیل زایگوت، این سلول اولیه شروع به تکثیر می کنه و در عین حال از طریق لوله رحمی به سمت رحم حرکت میکنه در این حال به این توده سلولی بلاستوسیت می گویند. بلاستوسیت بعد از رسیدن به رحم به دیواره رحم متصل می شه به این حالت جایگزینی گویند. در پایان هفته اول، بلاستوسیت به صورت سطحی در لایه متراکم اندومتریوم لانه گزینی می کند.

3-    مضغمه: در لغت یعنی قطعه ای از گوشت که شبیه گوشت جویده شده است. استاد مکارم شیرازی در این با ره می فرمایند: "کم کم جنین شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود می گیرد بی آنکه اعضای مختلف بدن در آن مشخص باشد." در واقع این مرحله معادل مرحله گاسترولاسیون است  یا مرحله تمایز لایه های زاینده. که از هفته سوم شروع می شه . که جنین سه لایه را داریم در این مدت سیستم عصبی شروع به تشکیل شدن می کنه و در انتهای هفته سوم خون جریان پیدا می کنه و قلب شروع به زدن می کنه. و بدین ترتیب اولین اندامی که به مرحله فعالیت می رسه سیستم قلبی- عروقی هست.

4و5-  در اینجا اول گفته استخوان را در مضغه ایجاد کرده و سپس گوشت روی آن پوشانده.

      خوب مسلما باید همین طور باشه. می بینیم در سه ماهگی (هفته 9-12) مراکز استخوان سازی اولیه    مخصوصا در جمجمه و استخوان های دراز ظاهر میشه. و در ماه های بعد هست که سیستم عضلانی طفل ایجاد میشه و عضلات روی استخوان های ساخته شده را می گیرند.

شگفتی های خلقت مورچه

در دنیا هزاران نوع مورچه زندگی می کند ، که عاداتشان مانند انسانها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد ، به همین جهت مکالمه و نوع زبان آنها نیز با یکدیگر متفاوت است . برای فهم بیشتر اختلافات در آنان ، به پاره ای از انواع مورچه ها اشاره می نماییم.

" مورچه های کشاورز"
نوعی مورچه به نام مورچه سائو ، برگها را در انبارهای زیر زمینی خود جمع می کنند و از فضولات کرمینه مخصوصی ، آنها را کود می دهند ، در نتیجه نوعی قارچ بر این برگها می روید که مورچه ها آن را می خورند . بشر به تازگی پی برده است قارچ ها در تاریکی بهتر می رویند ، اما مورچه ها این سر طبیعت را هزاران سال است که می دانند.

 








"مورچه های برده دار"
مورچه هایی هستند که از خود غلام دارند و مورچه های ناتوان تر از خود را به بندگی می گیرند . به این منظور پیله مورچه های دیگر را می دزدند و می پرورانند ، هنگامی که این پیله ها مورچه شدند ، برای آنها کار می کنند و از آنها فرمان می برند.

این غلامداری در برخی از مورچه ها به جایی رسیده که اگر غلامی در کار نباشد ، مورچه های کارفرما حتی غذای خود را نیز نمی تواند به دست آورند.

 








"مورچه های دامدار"
یک نوع شته از برگ درختان ، نوعی عسل می سازد که مطبوع طبع مورچه ها است. مورچه ها این شته ها را اسیر کرده و به لانه های خود می برند ، برای آنها برگ و آذوقه تهیه می کنند و مانند چوپانی که از گوسفند مراقبت می کند ، از این شته ها مواظبت می نمایند ، تا از عصاره و شیره ای که می سازند ، استفاده کنند.

 







"مورچه های گوشتخوار"
در میان مورچگان از همه هراس انگیزتر مورچه لشکری است ، که در مناطق گرمسیر زندگی می کند و تنها گوشت می خورند . این مورچگان چون لشکر می کشند ، ستونی به پهنای چندین سانتی متر و درازای صدها متر پدید می آورند. در این ستون مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.

در میان سپاه آنها ، مورچه های درشت تری دیده می شود ، که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت در آید، هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید.

گاهی که آب سیل آسا نباشد ، مورچه ها به هم چسبیده ، خود را به صورت طنابی درآورده و بر آب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند ، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود ، پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.

 




"وسیله نطق مورچه"

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

تا آنگاه كه به وادى مورچگان رسيدند مورچه‏اى [به زبان خويش] گفت اى مورچگان به خانه‏هايتان داخل شويد مبادا سليمان و سپاهيانش نديده و ندانسته شما را پايمال كنند سوری نمل (۱۸)


شرط حتمی سخن گفتن و فهماندن مقصود ، زبان نیست. بلکه هر وسیله ای که برای تفهیم مقاصد به کار رود ، به منزله زبان است و مکالمه هم به هر نحوی که باشد ، نطق نامیده می شود.

حیوانات با ژست های مخصوص ، حرکات خاص و یا با صدا و نطق، مکالمه می کنند و به طرف مقابل مقصود خود را می فهمانند. از مورچه ها، کسی با گوش خود صدایی نشنیده ، ولی مکالمه آنها را ، که ظاهراً با شاخک های خود انجام می دهند ، کم و بیش دیده شده است.

مورچه ها در مسیر حرکت خود وقتی به هم می رسند ، توقف کوتاهی می کنند ، شاخک های خود را تکان داده و با پخش امواج یا احتمالاً صدایی که برای ما مفهوم نیست با هم صحبت می کنند . در این موضوع جای هیچ شبه ای نیست. 


وقتی طعمه ای نسبتاً سنگین در برابر مورچه ای که در تلاش کسب روزی است قرار بگیرد ، این مورچه برای حمل آن کوشش خود را خواهد کرد ، وقتی کاملاً مطمئن شود که از نقل آن به لانه عاجز است ، طعمه را واگذاشته و به لانه خود مراجعه می کند. طولی نمی کشد که چند مورچه به دنبال هم به راه افتاده ، تا به محل طعمه آمده و با کمک یکدیگر آن را به لانه حمل می کنند.

این مورچه ، همنوعان خود را چگونه از وجود طعمه در محل معین آگاه کرده است؟ اما به هر وسیله که بوده، مقصود خود را به همجنسان خویش فهمانده است؟

 







در لانه مورچه ها اتفاقات عجیب و غریبی می افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که: مورچگان به عده ای از همنوعان خود به اندازه ای شهد می خورانند که حکم خمره مربا را پیدا می کنند و این مورچه ها در محلی آویزان می شوند، تا در موقع نیاز به مورچه های نیازمند شهد تحویل دهند.

هر گاه مورچه ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه های زنده آمده، با حرکت دادن شاخکها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می کند . مورچه پرخور هم قطره ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه ها است.

 

 

در یک تحقیق جدید، پژوهشگران دریافته‌اند که این خصیصه در مورچه‌ها به میزان شگفت انگیز و حیرت آوری شدید است.

الیس نوبهاری، محقق دانشگاه پاریس نورث با همکاری دستیاران خود برای مشاهده این پدیده، شرایط طبیعی را برای مورچه‌ای که در میان شن‌ها گرفتار شده بود، شبیه سازی کردند تا عکس العمل دیگر مورچه‌ها را در مقابل این اتفاق مشاهده کنند، اما در زیر مورچه اسیر، نایلونی قرار گرفته بود که آن را محکم در محل نگه‌ می‌داشت.

نوبهاری و دستیاران وی متوجه شدند که مورچه‌ها در اطراف مورچه قربانی آن قدر شن و غبار را حفر می‌کنند تا همنوع خود را بیابند و بعد نایلون را جویدند تا بتوانند مورچه را نجات دهند.

این محققان می‌گویند : توانایی مورچه‌ها در شناسایی و مقابله با نایلون ناشناس نشان دهنده پیچیده‌های ذهنی و رفتاری در این حشره است.

نوبهاری می‌گوید: مورچه‌های امدادگر بدون توقع هیچ پاداشی خود را به خطر می‌اندازند‌، تا همنوع خود را نجات دهند.

پیدایش جهان از دیدگاه قرآن

درباره پیدایش جهان، نظریات مختلفی بیان شده است. بر اساس آخرین اکتشافات دانشمندان علم هیئت و در رأس آنها لاپلاس (LaPlace) دانشمند مشهور ریاضیات و هیئت که در حدود دو قرن پیش اظهار شد، کرات آسمانی در ابتدای خلقت از تودههای گاز متراکم تشکیل شده بودند که بعد از مدتی و به مرور زمان بر اثر فشردگی و تراکم شدید، از یکدیگر جدا شدند و با از دست دادن حرارت و التهاب اولیه رفتهرفته سرد و به صورت کرات امروزی درآمدند1. تحقیقات دانشمندان بعدی نیز هر چند این نظریه را تکمیل و بعضی نکات آن را تصحیح کرد، اما در همه آنها اصل پیدایش این کرات از یک توده گاز سوزان پذیرفته شده و مورد قبول محافل علمی جهان است2.

در حالی که بیش از دو قرن از عمر این دیدگاه نمیگذرد، قرآن کریم با اعجازی شگرف و بهطور روشن این حقیقت را بیان کرده است. در آیه 11 سوره فصّلت میخوانیم: ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ ...؛ پس به آسمان توجه نمود؛ در حالی که (به صورت) دودی بود ... . در آیه 30 سوره انبیاء آمده است: أَوَلَمْ یرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا ...؛ ایا کافران نمینگرند که آسمانها و زمین به یکدیگر متصل بودند؛ پس آنها را جدا کردیم ... .

چنان که به روشنی از آیت بالا به دست میاید، هماهنگی اعجابانگیزی میان دیدگاه قرآن با علم روز در زمینه آغاز آفرینش جهان وجود دارد که اعجاز و عظمت قرآن را بیش از پیش جلوهگر میسازد و از همین روست که دکتر بوکای میگوید: «کوچکترین مخالفتی میان معلومات قرآنی و علم جدید راجع به شکلگیری جهان وجود ندارد3».

خداوند می فرماید: {ثم استوی إلی السماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعا أو كرها قالتا أتینا طآئعین }[ فصلت:11]
پس اراده آفرینش فرمود در حالی که به صورت دود بود به آن و به زمین دستور داد به وجود آئید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه از روی اکراه آنها گفتند ما از روی اطاعت می آئیم( به وجود می آییم وشكل می گیریم )
در این دو آیه به سه نكته مهم درباره آفرینش جهان و موجودات زنده اشاره شده است
جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود
جهان درآغازبه هم پیوسته بود سپس كرات آسمانی از هم جدا شدند .
آغاز آفرینش موجودات زنده از آب است .
شرح : گرچه درباره كیفیت پیدایش جهان ونحوه آن فرضیات مختلفی وجود دارد كه از حدود فرضیه تجاوز نمی كند ،ولی با توجه به
مطالعاتی كه روی كهكشانها ومنظومه هایی كه در حال پیدایش وشكل گیری هستند به عمل آمده مسلم است كه جهان در آغاز به صورت توده گازی ابر مانند فشرده ای بود كه بر اثر گردش به دور خود ، قطعاتی از آن جدا شده وبه اطراف پراكنده گشته است واین قطعات تدریجاً سرد شده و به صورت مایع و در موارد زیادی به صورت جامد در آمده ، و تشكیل كرات مسكونی وغیر مسكونی را داده است.
مشاهدات دانشمندان فلكی در مورد « سحابی ها » ، این مسأله را كه دنیادر آغاز به صورت توده گاز دود مانندی بوده ،به عنوان یك نظریه قطعی معرفی می كند ، این چیزی است كه محافل عملی جهان ،آن را پذیرفته اند !
درنخستین آیه فوق نیزمی خوانیم كه :« آسمانها ( كرات آسمانی ) درآغاز ( مانند ) دود بودند»
هماهنگی این آیه با اكتشافات دانشمندان كه چندان ازعمرآنها نمی گذرد نشانه ای ازاعجازعلمی قرآن می باشد كه پرده ازروی مطلبی كه درعصرنزول قران كاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد .
دومین آیه ، نیز سخن به هم پیوستگی جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزای آن ازیكدیگرمی گوید .پیدایش موجودات زنده – اعم از گیاهی وحیوانی – در نخستین بار از آب دریاها نیز ، امروز یك نظریه معروف علمی است .
قرآن نیز در دومین آیه فوق ،پیدایش همه موجودات زنده را از آب بازگو می كند .حتی آیاتی كه آفرینش انسان را به خاك نسبت می دهد ، تصریح دارد كه این خاك با آب آمیخته بود و به صورت طین ( گل ) بود. واینهاهمان چیزهایی است كه امروز به عنوان نظریات مسلم علمی شناخته می شود.

همچنین آیه ی ۱۲۵ سوره ی مبارکه ی انعام  (.... سینه اش را مانند کسی که به سوی آسمان رود تنگ می سازیم ...)

به این مطلب که هرچقدر در جو بالا برویم هوا رقیق تر می شود اشاره می فرماید         ((فتبارک الله احسن الخالقین))

اقتباس از وبلاگ اسلام - قرآن - اعجاز

سخنان دکتر فریدون صحافی در باره اشتباهات تئوری داروین آزمایش میلر و ...  

 

برای دانلود با فرمت wmv (تصویری) کلیک کنید.  حجم  13,3mb

برای دانلود با فرمت mp3 (صوتی) کلیک کنید.      حجم 4,3mb

از کلیه ی دوستان دعوت می شود به اعداد و ارقامی که در این برنامه مطرح می شود توجه وِیژه بکنند!